سیاست های آموزشی و عدالت تربیتی: بازنگری در دسترسی به فرصت های یادگیری در مدارس مدرن

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 83

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_029

تاریخ نمایه سازی: 14 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

مفهوم عدالت تربیتی در دهه های اخیر دستخوش تحولی بنیادین شده است و از نگاه محدود به برابری کمی در دسترسی به آموزش، به سوی برداشتی کیفی و چندبعدی از انصاف تربیتی و توزیع عادلانه فرصت های یادگیری حرکت کرده است. این مقاله مروری با هدف واکاوی نسبت میان سیاست های آموزشی و تحقق عدالت تربیتی در مدارس مدرن، به بازنگری در مفهوم دسترسی به فرصت های یادگیری می پردازد. پرسش اساسی آن است که چگونه می توان از سطح شعارهای سیاسی در باب برابری آموزشی فراتر رفت و به سازوکارهای عملی و موثری برای کاهش شکاف های تربیتی دست یافت. در این راستا، چارچوب های نظری عدالت تربیتی، از جمله رویکردهای جان رالز در توزیع عادلانه منابع و دیدگاه های انتقادی در باب بازتولید نابرابری، مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش مروری نشان می دهد که سیاست های آموزشی موفق، آنهایی هستند که ضمن شناسایی ابعاد پنهان نابرابری، بر مولفه هایی چون توزیع عادلانه منابع انسانی و مادی، بازنگری در برنامه های درسی با رویکرد عدالت محور، به کارگیری فناوری های نوین آموزشی با هدف کاهش شکاف دیجیتال، و توانمندسازی معلمان برای ایفای نقش در کلاس های درس ناهمگون تاکید می ورزند. همچنین، تحلیل تجارب جهانی در زمینه سیاست گذاری آموزشی، نظیر ابتکارات اتحادیه اروپا برای ارتقای کیفیت و برابری (اتحادیه اروپا، ۲۰۲۵)، پژوهش های انتقادی در باب سیاست های موسوم به "آموزش رایگان" در غنا (آکوفو، ۲۰۲۵) و چالش های موجود در مسیر تحقق عدالت دیجیتال در آفریقای جنوبی (دلامینی، ۲۰۲۵)، گویای آن است که شکاف میان نیات سیاستی و اجرای عملی، مهم ترین مانع در مسیر تحقق عدالت تربیتی محسوب می شود. این مقاله نتیجه می گیرد که بازنگری در سیاست های آموزشی، مستلزم گذار از رویکردهای یکسان نگر به سوی سیاست های مبتنی بر شناخت تفاوت ها و نیازهای خاص گروه های مختلف یادگیرنده است. چنین رویکردی، عدالت تربیتی را نه به عنوان یک محصول نهایی، بلکه به مثابه فرآیندی مستمر و پویا در نظر می گیرد که در آن تمامی ذی نفعان، از سیاست گذاران کلان تا معلمان و دانش آموزان در حاشیه مانده، نقشی فعال در بازتعریف و بازآفرینی فرصت های یادگیری ایفا می کنند.

نویسندگان

آمنه امیدی

فرهنگی آموزش و پرورش