آگاهی ذهن به مثابه زیربنای حرکت: تحلیلی فلسفی–ورزشی از نقش ماساژ و مدیتیشن در تنظیم هموستاز بدنی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPESS01_018
تاریخ نمایه سازی: 13 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تبیین فلسفی–ورزشی نقش آگاهی ذهن به مثابه زیربنای حرکت، به بررسی کارکرد مدیتیشن و ماساژ در فرایند تنظیم هموستاز بدنی و خودتنظیمی عصبی می پردازد. پرسش اصلی این است که چگونه فرایندهای ذهنی و بدنی در قالب تجسم یافتگی و کنش ماهرانه به وحدتی پویا دست می یابند و چه سازوکاری این هماهنگی را در سطح زیستی–فلسفی تضمین می کند. روش تحقیق، تحلیلی–تلفیقی است و بر مبنای هم نشینی سه سطح پژوهش فلسفی پدیدارشناسانه، سنت های زیست فلسفی شرق، و مدل های عصب–محاسباتی نوین طراحی شده است. نتایج نشان می دهد که مدیتیشن از طریق تعدیل واکنش های عصبی و افزایش خودآگاهی حرکتی، به بازتنظیم مدارهای کنترل هیجان و تمرکز کمک می کند و زمینه ی بازسازی توازن روانی–فیزیولوژیک را فراهم می سازد. ماساژ نیز با ایجاد تماس آگاهانه و تحریک شبکه های عصبی مرتبط با حس درونی بدن، موجب فعال سازی دوباره ی فرایندهای بازیابی و کاهش تنش های هورمونی می شود. در چارچوب نظری تجسم یافتگی و استنباط فعال، بدن نه به عنوان تابع مغز بلکه به مثابه ی عامل ادراکی–حرکتی فهم می شود که با به روزرسانی مداوم مدل های پیش بینانه خود، به پایداری درونی دست می یابد. از این منظر، مدیتیشن و ماساژ همچون دو مسیر مکمل، هماهنگی میان احساس، پیش بینی و حرکت را بازمی سازند و با کاهش عدم قطعیت حسی، شرایط بروز حالت جریان و کنش ماهرانه را مهیا می کنند. نتیجه آنکه، آگاهی ذهنی در تعامل با بدن، نه امری انتزاعی بلکه فرایندی زنده و خودسازمان ده است که از طریق حرکت و تجربه بدنی، وحدت وجودی ذهن و بدن را در قالب تعادل پویا و هموستاز آشکار می سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
خشایار بوربوری
پژوهشگر ماساژ
وحید نثاری
مدرس، پژوهشگر و ماساژ تراپیست