نقش فلسفه آموزشی در شکل گیری سبک های رهبری مدیران مدارس با تاکید ویژه بر تاثیر دیدگاه های پراگرسیو (مترقی گرایی) جان دیویی بر مدیریت مدرن آموزشی.
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 105
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CNDES01_215
تاریخ نمایه سازی: 13 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
این مقاله مروری نظام مند بر نقش فلسفه آموزشی در شکل گیری سبک های رهبری مدیران مدارس تمرکز دارد، با تاکید ویژه بر تاثیر دیدگاه های پراگرسیو (مترقی گرایی) جان دیویی بر مدیریت مدرن آموزشی. مسئله اصلی، چالش های معاصر نظام های آموزشی مانند فشارهای استانداردسازی، نیاز به تربیت شهروندان خلاق در عصر دیجیتال، و بحران معنا در فرآیندهای آموزشی است که اغلب به حفظ دانش مکانیکی و آزمون محور تقلیل یافته اند. این چالش ها نه تنها بر کیفیت یادگیری تاثیر می گذارند، بلکه سلامت روانی دانش آموزان و معلمان را نیز تهدید می کنند، زیرا آموزش را از ارتباط با زندگی واقعی جدا می سازند. مدیران مدارس به عنوان رهبران تحول آفرین، نقش کلیدی در غلبه بر این موانع ایفا می کنند، زیرا تصمیم گیری های آنان نه تنها بر کیفیت آموزش و فرهنگ سازمانی مدرسه تاثیرگذار است، بلکه مسیر توسعه جامعه را نیز شکل می دهد. با این حال، سبک رهبری مدیران ریشه در باورهای عمیق فلسفی آنان دارد؛ فلسفه آموزشی نه تنها چارچوبی برای درک اهداف تربیت فراهم می کند، بلکه الگویی عملی برای تصمیم گیری های مدیریتی، سیاست گذاری ها و تعاملات روزمره است. فلسفه پراگرسیویسم جان دیویی، به عنوان یکی از تاثیرگذارترین مکاتب فلسفه آموزشی در قرن بیستم، بر یادگیری تجربی (Learning by Doing)، مدرسه به مثابه جامعه کوچک دموکراتیک، تاکید بر رشد مداوم از طریق بازسازی تجارب، و پیوند عمیق آموزش با زندگی واقعی و مسائل اجتماعی تمرکز دارد. این دیدگاه در برابر رویکردهای سنتی که بر حفظ دانش و اقتدار معلم تاکید دارند، آموزش را فرآیندی پویا، مشارکتی و دموکراتیک می بیند که دانش آموزان را برای مشارکت فعال در جامعه آماده می کند. ضرورت واکاوی تاثیر این فلسفه بر مدیریت مدرن آموزشی از آن روست که در دنیای امروز، مدیران نیازمند سبک هایی هستند که نوآوری، مشارکت ذی نفعان (مانند معلمان، دانش آموزان و اولیا)، و پاسخگویی به چالش های جهانی مانند نابرابری آموزشی و تاثیر فناوری را ترویج کنند. علاوه بر این، در زمینه های فرهنگی متنوع مانند ایران، جایی که نظام آموزشی با ترکیبی از سنت و مدرنیته روبرو است، پراگرسیویسم می تواند پلی برای ادغام ارزش های محلی با رویکردهای جهانی باشد. اهداف مقاله عبارتند از: ۱) تبیین رابطه مفهومی میان فلسفه های آموزشی (به ویژه پراگرسیویسم) و سبک های رهبری در مدیریت مدارس؛ ۲) بررسی چگونگی تجلی اصول فلسفه پراگرسیو جان دیویی در عمل مدیریت آموزشی و سبک رهبری مدیران؛ ۳) شناسایی شواهد پژوهشی (مطالعات موردی و تجربی) برای تاثیرگذاری دیدگاه های دیویی؛ ۴) تحلیل چگونگی بهره گیری از فلسفه پراگرسیو برای مواجهه با چالش های معاصر مدیریت آموزشی مانند استانداردسازی، پاسخگویی (Accountability)، و نیاز به نوآوری؛ و ۵) تشخیص شکاف های موجود در پژوهش های انجام شده در این حوزه. پرسش های تحقیق بر پایه این اهداف شکل گرفته اند و مقاله با رویکرد تحلیلی-تفسیری به آنها پاسخ می دهد. روش شناسی شامل مرور منابع از پایگاه های داده مانند Scopus, Web of Science, ERIC, Google Scholar, Magiran و SID با کلیدواژه هایی نظیر "Educational Philosophy"، "Progressivism"، "John Dewey"، "Leadership Styles"، "School Principals"، "Educational Management"، "Democratic Leadership" و "Experiential Learning" در محدوده زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، همراه با منابع کلاسیک مانند آثار دیویی است. بیش از ۱۰۰ منبع بررسی و حدود ۵۰ مورد انتخاب شد. یافته ها نشان دهنده همبستگی معنادار میان فلسفه آموزشی مدیران و سبک رهبری آنان است؛ اصول دیویی مانند یادگیری تجربی، مدرسه به عنوان جامعه دموکراتیک، و تاکید بر رشد و تعامل با زندگی واقعی، سبک های رهبری مشارکتی، تحولی و توزیعی را تقویت می کند. شواهد تجربی شامل مطالعات موردی مانند طرح وینتکا (دهه ۱۹۲۰)، پژوهش های ایرانی (مانند خلخالی، ۲۰۱۱؛ نیکنامی و همکاران، ۱۳۸۸) و تحقیقات بین المللی (مانند اتاسوی، ۲۰۲۰؛ هوک، ۲۰۲۳) است که تاثیر دیویی بر بهبود فرهنگ سازمانی و عملکرد تحصیلی را تایید می کنند. بحث بر شکاف میان "گفتار" و "عمل" در مدیریت آموزشی (اشاره به لابری، ۲۰۰۳) تاکید دارد و پراگرسیویسم را نه تنها یک روش ابزاری، بلکه یک جهان بینی جامع می داند که تمام ابعاد مدیریت مدرسه را تحت تاثیر قرار می دهد. نتیجه گیری بر ضرورت "آگاهی فلسفی" مدیران به عنوان پیش نیاز رهبری اثربخش اصرار می ورزد، با دلالت های عملی مانند برنامه های توسعه حرفه ای مبتنی بر بازاندیشی فلسفی و نقش دانشگاه ها در تقویت پیوند فلسفه و عمل مدیریتی. پیشنهادات پژوهشی شامل مطالعات تطبیقی، بررسی بافت فرهنگی ایران، طراحی الگوهای بومی و پژوهش های طولی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لیلا سلیمانی
کارشناس ارشد مدیریت آموزشی ،دانشکده علوم انسانی،دانشگاه آزاد ،ایران ، نیشابور