بررسی مفهوم مرگ و مواجهه با سوگ عزیزان در مثنوی و اندیشه های مولانا در مقایسه با نظریه سوگ جیمز ویلیام وردن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CNDES01_085
تاریخ نمایه سازی: 13 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با عینکی میان رشته ای و با عبور از مرزهای قراردادی بین ادبیات عرفانی و روان شناسی سوگ، به واکاوی ژرف مفهوم «مرگ» و الگوهای مواجهه با داغ دیدگی در مثنوی معنوی و اندیشه های مولانا می پردازد و آن را در ترازوی نقد و مقایسه با نظریه «وظایف سوگ» جیمز ویلیام وردن می نهد. در کرسی نظری پژوهش، مبانی فکری وردن و مهم ترین به روزرسانی های آن در ویرایش پنجم اثر شاخص او، «مشاوره سوگ و درمان سوگ»، معرفی و تبیین می گردد. چارچوب نظری وردن بر چهار وظیفه اصلی استوار است: نخست، «پذیرش واقعیت فقدان»؛ دوم، «تجربه و پردازش تمام عیار درد سوگ»؛ سوم، «سازگاری با جهانی که متوفی در آن حضوری فیزیکی ندارد» (در سه ساحت بیرونی، درون فردی و معنایی)؛ و چهارم، «یافتن پیوندی ماندگار و پایدار با متوفی در عین گام نهادن به فصلی نو از زندگی». این چهارچوب، نقشه ای روان شناختی برای تحلیل داده ها فراهم می آورد. در ادامه، بر پایه بررسی مستقیم و موشکافانه ابیات مثنوی (با ارجاع به تصحیح های معتبری چون نیکلسون)، کلیدواژه ها و مفاهیم محوری مولانا در باب مرگ، از جمله مرگ به مثابه «گذرگاه و انتقال»، مفهوم ناب «موت اختیاری» (مرگ ارادی پیش از مرگ طبیعی) و «یاد معشوق به مثابه تداوم حضور»، استخراج و سپس با مولفه های هر یک از وظایف چهارگانه وردن به طور نظام مند تطبیق و تحلیل می یابد. یافته های این تحقیق به وضوح نشان می دهد که مولانا، با چرخش انقلابی در زاویه دید و تبدیل نگرش از «نابودی و پایان» به «فراخنای وجود و تولدی دیگر»، به فرد داغدیده در فرایند دشوار بازمعناکردن فقدان یاری می رساند. به بیان دیگر، مولانا عینک ادراک ما را عوض می کند و این تغییر نگاه، عمیقا با وظیفه چهارم وردن، یعنی برقرار نگه داشتن یک «پیوند ماندگار» در حین حرکت رو به جلوی زندگی، هم نوا و هم راستا می شود. این مقاله، با ارائه تحلیلی تطبیقی میان شاهکار ادبی مولانا و شواهد پژوهشی روزآمد درباره کارآمدی مدل وردن، در نهایت، مجموعه ای از پیشنهادهای کاربردی و بومی سازی شده برای غنی سازی فرایند مشاوره سوگ در بستر فرهنگی ایران ارائه می دهد. این پیشنهادها عمدتا شامل: به کارگیری «روایت درمانی» با تکیه بر حکایات پرمغز مثنوی، استفاده هدفمند از استعاره های رهایی بخش مولوی برای تسهیل پذیرش واقعیت، و کمک به مفهوم پردازی و درونی سازی «پیوند ماندگار» در ذهن و روان فرد سوگ دیده است. در پایان، پژوهش با واکاوی محدودیت های ذاتی مطالعه حاضر و ترسیم مسیرهای پیش رو برای پژوهش های آتی در حوزه میان رشته ای ادبیات و روان شناسی بالینی به پایان می رسد.
کلیدواژه ها:
سوگ ، مرگ ، مثنوی معنوی ، مولانا ، جیمز ویلیام وردن ، موت اختیاری ، پیوند ماندگار ، انسان شناسی عرفانی. مقدمه
نویسندگان
سوگل مشایخی
دکترای جامعه شناسی فرهنگی