تحلیل نقش تنظیم شناختی هیجان در کاهش افسردگی نوجوانان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RTTCH04_6833
تاریخ نمایه سازی: 13 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
دوره نوجوانی یکی از حساس ترین، پیچیده ترین و سرنوشت سازترین مراحل رشد و تکامل انسان به شمار می رود که با تغییرات بنیادین و شگرفی در ابعاد زیستی، شناختی، روانی و اجتماعی همراه است. این دوران گذار، نوجوانان را در معرض چالش ها و فشارهای روانی متعددی قرار می دهد که در صورت عدم برخورداری از مهارت های مقابله ای و تنظیم هیجانی مناسب، می تواند زمینه ساز بروز اختلالات درون نمود روان شناختی، به ویژه افسردگی گردد. افسردگی به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات روان پزشکی در میان نوجوانان، نه تنها بر سلامت روان و کیفیت زندگی آنان تاثیرات مخرب و جبران ناپذیری بر جای می گذارد، بلکه عملکرد تحصیلی، روابط بین فردی و سازگاری اجتماعی آنان در محیط مدرسه و جامعه را نیز به شدت مختل می سازد. در این راستا، مفهوم «تنظیم شناختی هیجان» به عنوان یکی از مولفه های اساسی در مدیریت و کنترل واکنش های عاطفی، توجه فزاینده ای را در حوزه روان شناسی بالینی و تربیتی به خود جلب کرده است. تنظیم شناختی هیجان به مجموعه فرآیندهای شناختی آگاهانه و ناآگاهانه ای اطلاق می شود که افراد از طریق آن ها، نحوه تجربه، ابراز و مدیریت هیجانات مثبت و منفی خود را در مواجهه با رویدادهای استرس زای زندگی کنترل و هدایت می کنند. مقاله مروری و تحلیلی حاضر، با هدف تبیین و واکاوی عمیق نقش و جایگاه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (اعم از راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه) در پیشگیری، کنترل و کاهش علائم افسردگی در میان دانش آموزان نوجوان تدوین یافته است. در این پژوهش، تلاش شده است تا با بهره گیری از مبانی نظری و پیشینه پژوهشی موجود، سازوکارهای روان شناختی زیربنایی که از طریق آن ها تنظیم هیجان بر خلق و خوی نوجوانان اثر می گذارد، به دقت مورد بررسی قرار گیرد. همچنین، با توجه به رسالت خطیر و غیرقابل انکار نظام آموزش و پرورش در تربیت همه جانبه دانش آموزان، این مقاله به بررسی ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در محیط مدرسه، نقش کلیدی معلمان، مشاوران تحصیلی و برنامه ریزان آموزشی در آموزش، نهادینه سازی و ارتقای مهارت های تنظیم هیجان می پردازد. یافته های این بررسی نشان می دهد که جایگزینی راهبردهای ناسازگارانه ای نظیر نشخوار فکری، فاجعه پنداری و سرزنش خویشتن با راهبردهای سازگارانه ای همچون ارزیابی مجدد مثبت، تمرکز مجدد برنامه ریزی شده و پذیرش، می تواند به طور معناداری از شدت علائم افسردگی بکاهد و تاب آوری روانی نوجوانان را افزایش دهد. در نهایت، ضرورت ادغام آموزش های مبتنی بر تنظیم هیجان در برنامه های درسی رسمی و فوق برنامه مدارس به عنوان یک اقدام پیشگیرانه و مداخله ای موثر مورد تاکید قرار گرفته است تا از این طریق، بستری امن و پویا برای رشد عاطفی و تحصیلی دانش آموزان فراهم گردد.
کلیدواژه ها:
تنظیم شناختی هیجان ، افسردگی نوجوانان ، سلامت روان دانش آموزان ، آموزش و پرورش ، راهبردهای مقابله ای ، روان شناسی تربیتی
نویسندگان
عارفه فتاحی
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد واحد ارسنجان