تاملی جامعه شناختی بر بنیادهای حکمرانی سیاسی در عصر شبکه های سایبری و تفاوت آن با حکمرانی سیاسی در دوران مدرن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 93
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSSLHA01_007
تاریخ نمایه سازی: 13 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
جوامع امروزین درحال دگرگونی به سوی عصر اطلاعات و دوران سایبری هستند و در این میان حکمرانی سیاسی نیز خواسته یا ناخواسته بر اساس هم تغییری تطور تاریخی، دچار تغییر خواهد شد. نشانه های تغییر و دگردیسی را می توان در سه رکن داده، رکن شبکه و رکن ابزار مشاهده کرد. حال در این بین، پایه ها و ابزارهای قدرت سیاسی و مبانی حکمرانی در طول تاریخ و همگام با تطور جوامع، تغییرات و تحولاتی داشته اند. در دوران مدرن نظام سیاسی مبتنی بر روابط دولت-ملت بوده و ابزار حکمرانی سیاسی بیشتر بر نیروی قهری مانند پلیس و نیروی ایدئولوژیک مانند مدرسه استوار بود. با توسل بدین تطور نهاد سیاست و ابزارهای حکمرانی، پژوهش پیش رو به دنبال کنکاش جامعه شناسانه پیرامون مطالعه تغییر نهادهای اجتماعی و به پیروی از آن، تغییر نهاد سیاست و پایه ها و ابزارهای حکمرانی است. از این رو هدف پژوهش حاضر، واکاوی تغییر و تحولات پایه ها و ابزارهای قدرت و حکمرانی سیاسی در دوران سایبری و مقایسه تطبیقی آن با ویژگی های قدرت سیاسی در دوران مدرن است.روش مقاله حاضر از نوع کتابخانه ای و مطالعات نظری است. در این پژوهش، چارچوبی نظری انتخاب گردید و در قالب این چارچوب نظری، پایه ها و ابزارهای قدرت و حکمرانی سیاسی در عصر سایبر، مطالعه و تحلیل شدند. چارچوب نظری، نظریه قدرت و ارتباطات مانوئل کاستلز است. کاستلز معتقد است که پیوستگی و ارتباط شبکه ای قدرت می سازد و تسلط بر شبکه در فرایند ارتباطات، قدرت به بار می آورد. یافته های مطالعه نشان داد که قدرت سیاسی همگام با تغییر در سایر نهادهای اجتماعی، دچار دگرگونی هایی شده است. ظهور و گسترش شبکه (network)، عملا باعث شده است تا ابزارهای قدرت سیاسی که در دوران مدرن عموما بر وجوه اجبار همچون ارتش، وجوه ایدئولوژیک همچون جهان بینی های سکولاریستی، اومانیستی و وجوه اقناع همچون اقناع ساختاری و قانونی متکی بوده اند، تغییر شکل داده و متحول شوند. در این راستا، همگی این وجوه قدرت و ابزار حکمرانی به شبکه پیوسته اند و با دو رکن دیگر در این راستا یعنی ابزار و داده، همراستا شده اند. رابطه میان داده، شبکه و ابزار مبتنی بر این تحلیل است که داده های فرهنگی و اقتصادی، همگی به شبکه متصل شده اند اما صورت حکمرانی سیاسی در رکن ابزار تجلی یافته است. اگر در دوران مدرن، تسلط بر ابزارهای قهری و ایدئولوژیک، پایه قدرت و حکمرانی سیاسی تلقی می شد، در عصر سایبری، تسلط بر ابزار سایبری است که سیاست و حکمرانی سیاسی را تعیین می کند. در واقع اینکه دولت و جکومت چه ابزاری داشته باشد تا به واسطه آن ابزار، چه داده ای در شبکه گسترش یابد، پایه قدرت دولتی را تشکیل می دهد و از این رو تسلط بر ابزار سایبری، حکمرانی سیاسی را تعریف می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معز خادم حسینی
عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. تهران. ایران. (نویسنده مسئول)
امید مایلی
دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه تهران. تهران. ایران.