نقش سند تحول بنیادین در بازتعریف ماموریت نظام آموزش وپرورش ایران از انتقال دانش به تربیت چندساحتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_2573

تاریخ نمایه سازی: 12 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: نظام آموزش و پرورش ایران در نیم قرن اخیر، تحت تاثیر پارادایم مدرنیستی و کارکردگرایانه، عمدتا بر انتقال دانش و سنجش عملکرد شناختی متمرکز بود. این رویکرد، اگرچه در توسعه زیرساخت های علمی موثر بود، اما منجر به حاشیه راندن ابعاد وجودی، اخلاقی و اجتماعی انسان ها شد. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، به عنوان پاسخ به این خلا، با ارائه مفهوم «حیات طیبه» و چارچوب «ساحت های شش گانه تربیتی»، تلاشی بنیادین برای بازتعریف ماموریت آموزش و پرورش از «آموزش» به «تربیت همه جانبه» انجام داده است. هدف این پژوهش، واکاوی عمیق چگونگی این بازتعریف، تحلیل شکاف میان گفتمان سند و گفتمان اجرایی، و ارائه راهکارهایی برای نهادینه سازی تربیت چندساحتی است. روش شناسی: این پژوهش با رویکردی ترکیبی (آمیخته) از نوع اکتشافی متوالی انجام شده است. فاز کیفی شامل تحلیل گفتمان انتقادی متن سند تحول بنیادین و ۳۰ مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان علوم تربیتی، اساتید فلسفه تعلیم و تربیت، و مدیران ارشد آموزشی بود. فاز کمی شامل پیمایشی بر روی ۶۰۰ نفر از معلمان و مدیران مدارس در سراسر کشور بود. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) و داده های کمی با مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل ها نشان داد که سند تحول بنیادین موفق شده است یک «پارادایم جایگزین» قدرتمند را ارائه دهد که در آن، دانش آموز نه به عنوان یک ظرف خالی برای پر شدن از اطلاعات، بلکه به عنوان موجودی چندبعدی در نظر گرفته می شود. ساحت های شش گانه (عبادی-اخلاقی، اجتماعی-سیاسی، زیستی-بدنی، زیبایی شناختی-هنری، اقتصادی-حرفه ای، و علمی-فناورانه) به عنوان ارکان یکپارچه تربیت تعریف شده اند. با این حال، یافته های پیمایشی و مصاحبه ها نشان می دهد که «ساختار نمره محور» و «فشار کنکور» همچنان به عنوان «گفتمان حاکم» عمل می کنند و مانع از تحقق کامل «گفتمان هنجاری» سند می شوند. شکاف بین «آنچه باید باشد» و «آنچه هست» بیشترین میزان را در ساحت های عبادی-اخلاقی و اجتماعی-سیاسی مشاهده می شود. نتیجه گیری: بازتعریف ماموریت آموزش و پرورش نیازمند فراتر رفتن از تغییر اسناد است و مستلزم «تحول ساختاری» در نظام ارزشیابی، «بازطراحی حرفه معلمی»، و «تغییر نگرش ذینفعان» است. بدون همسوسازی نظام سنجش با اهداف تربیتی، سند تحول به یک متن زیبا اما غیراجرایی باقی خواهد ماند.

نویسندگان

بهجت احمدی

فرهنگی آموزش و پرورش

مژگان رهگذر

فرهنگی آموزش و پرورش

نشمین بشارتی

فرهنگی آموزش و پرورش

فرزانه پیرداده

فرهنگی آموزش و پرورش