متن، قدرت و برنامه درسی: تحلیل انتقادی ساختارهای معنایی در محتوا

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_2159

تاریخ نمایه سازی: 11 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

مسئله: برنامه درسی سنتی غالبا به عنوان یک ابزار خنثی برای انتقال دانش تلقی می شود، در حالی که در واقعیت، متنی پیچیده و آکنده از نیروهای قدرت است که گفتمان های مسلط را بازتولید کرده و نابرابری های شناختی را تشدید می کند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بنیادین است که برنامه درسی چگونه به مثابه یک ساختار قدرت، دانش مشروع را تعریف کرده، سکوت ها را تولید می کند، و بر هویت و توانایی شناختی یادگیرندگان تاثیر می گذارد. تحلیل نشان می دهد که ساختار برنامه درسی، اغلب به صورت ناخودآگاه، مدل های معرفتی خاصی را ترجیح داده و موجب حذف یا حاشیه رانی تجربیات، دانش های محلی و هویت های متفاوت می شود، که این امر عدالت شناختی را به مخاطره می اندازد.هدف: هدف اصلی این پژوهش، ارائه یک تحلیل انتقادی عمیق از برنامه درسی با تمرکز بر نسبت پنهان آن با ساختارهای قدرت و نابرابری های شناختی است. این مطالعه تلاش می کند سازوکارهای درونی متن برنامه درسی را که منجر به تقویت اقتدار معرفتی (Epistemic Authority) گروه های مسلط و تضعیف نقش فعال یادگیرنده می شود، واکاوی نماید.روش: این پژوهش از رویکردی مفهومی–تحلیلی بهره می برد. روش تحقیق مبتنی بر سنت فلسفه تحلیلی و مطالعات انتقادی آموزش و پرورش استوار است که با استفاده از ابزارهای مفهومی برگرفته از نظریه های قدرت و دانش، به بازخوانی انتقادی مفاهیم بنیادین برنامه درسی می پردازد. تحلیل ها با تکیه بر تلفیق نظریه های گوناگون صورت گرفته است.چارچوب نظری تلفیقی: چارچوب نظری پژوهش یک رویکرد تلفیقی مبتنی بر پنج رکن اصلی استوار است: ۱) نظریه یادگیری معنادار آزوبل (Ausubel) برای درک چگونگی ادغام دانش جدید با ساختارهای موجود ذهنی؛ ۲) نظریه بار شناختی (CLT) برای ارزیابی ظرفیت پردازش اطلاعات در برنامه درسی؛ ۳) نظریه خودتعیین گری (SDT) برای سنجش تاثیر عاملیت (Agency) یادگیرنده؛ ۴) ساخت گرایی اجتماعی ویگوتسکی (Vygotsky) برای تحلیل بافت اجتماعی تولید و بازتولید دانش؛ و ۵) تحلیل های فوکو (Foucault) پیرامون پیوند قدرت/دانش و تولید سوژه گی.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که متن برنامه درسی، از طریق انتخاب محتوا، توالی بندی، و زبان مورد استفاده، الگویی از «متن مسلط» را ایجاد می کند که به طور ضمنی، اولویت یک سیستم معرفتی خاص را تثبیت می نماید. این امر منجر به ایجاد «سکوت های برنامه ای» در مورد مسائل مناقشه برانگیز یا تجربیات گروه های حاشیه ای شده و اقتدار تفسیری معلم را در تبدیل این متن به دانش قابل هضم، تقویت می کند. نهایتا، این فرآیند با افزایش بار شناختی برای یادگیرندگانی که ساختار دانش موجود آن ها با متن رسمی سازگار نیست، نابرابری های شناختی را نهادینه می سازد.نتیجه گیری: برنامه درسی بیش از آنکه یک سند آموزشی باشد، یک سند سیاسی و فرهنگی است که در آن نبرد برای تعریف واقعیت و مشروعیت دانش جریان دارد. بازنگری در برنامه های درسی باید فراتر از صرفا به روزرسانی محتوا باشد و نیازمند نقد ساختاری نسبت به چگونگی توزیع قدرت و تعریف معرفت در فضای آموزشی است.

نویسندگان

مریم سرمدیان

آموزش و پرورش زنجان