بررسی اثر ترتیب ارائه مفاهیم بر نابرابری یادگیری دانش آموزان
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_2154
تاریخ نمایه سازی: 11 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی انتقادی و تحلیلی تاثیر ساختار و ترتیب ارائه مفاهیم درسی بر ظهور و تشدید نابرابری های یادگیری در میان دانش آموزان می پردازد. در بستر نظام های آموزشی کنونی که اغلب بر ارائه خطی و سلسله مراتبی دانش متکی هستند، شیوه سازماندهی محتوا می تواند به طور ناخواسته شکاف های موجود در پیش زمینه های شناختی و اجتماعی-اقتصادی دانش آموزان را عمیق تر سازد. هدف اصلی این مقاله، فراتر رفتن از رویکردهای صرفا محتوایی و ورود به تحلیل های سازه محور و شناختی در مورد چگونگی تاثیرگذاری توالی آموزش بر دسترسی عادلانه به یادگیری است. ساختار یادگیری، که شامل ترتیب ارائه مفاهیم پایه به پیشرفته، یا بالعکس، می شود، نه تنها بر میزان اکتساب دانش، بلکه بر مفهوم سازی دانش آموزان از قابلیت ها و سهم خود در فرآیند یادگیری نیز اثر می گذارد. هنگامی که مفاهیم پیچیده بدون اطمینان از تثبیت پیش نیازهای ضروری معرفی می شوند، دانش آموزانی که از حمایت های آموزشی کمتری برخوردارند، سریع تر دچار انسداد شناختی شده و در دام یادگیری سطحی گرفتار می آیند. این پدیده، که می توان آن را «بار شناختی پنهان ناشی از عدم انطباق ترتیب» نامید، مستقیما به نابرابری یادگیری دامن می زند. پژوهش حاضر با تلفیق نظریه هایی نظیر نظریه یادگیری معنادار آزوبل (Ausubel)، نظریه بار شناختی (CLT)، و عدالت شناختی، استدلال می کند که ترتیب بهینه مفاهیم باید از منظر «سفارشی سازی سازگار» (Adaptive Sequencing) و در نظر گرفتن تنوع پیش دانش ها طراحی شود. این رویکرد مستلزم بازنگری در اقتدار سنتی برنامه درسی است که اغلب ساختار سلسله مراتبی آن را بدون در نظر گرفتن ظرفیت های انباشته شده دانش آموزان، تحمیل می کند. یافته های نظری این مطالعه نشان می دهد که بی توجهی به این بعد ساختاری آموزش، به طور سیستماتیک، برتری های شناختی برخی گروه ها را تقویت و موانع یادگیری گروه های آسیب پذیر را افزایش می دهد. در نتیجه، برای دستیابی به عدالت آموزشی، طراحی برنامه درسی نباید صرفا بر منطق درونی محتوا تکیه کند، بلکه باید بر اساس منطق شناختی و نیازهای عینی یادگیرندگان تنظیم گردد. این مقاله پیشنهاد می کند که ترتیب بندی منعطف تر و آگاه به نابرابری ها، از جمله استفاده از راهبردهای پیش آموزش هدفمند برای جبران شکاف های پیش دانشی، می تواند به کاهش فاصله های یادگیری کمک کند.
نویسندگان
آذر دهقانی
آموزش و پرورش
زیبا نقیبی
آموزش و پرورش
منصوره استیلایی
آموزش و پرورش
مهدیه حسامی
آموزش و پرورش
اعظم مختارآبادی
آموزش و پرورش