بررسی عوامل تاثیرگذاربرترغیب فرزندان به آموزه های دینی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_2141

تاریخ نمایه سازی: 11 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

ترغیب فرزندان به آموزه های دینی یکی از مهم ترین دغدغه های نظام های تربیتی، خانواده ها و نهادهای فرهنگی در جوامع معاصر به شمار می آید. تحولات سریع اجتماعی، گسترش رسانه های نوین، تغییر سبک زندگی و کاهش تعاملات عمیق خانوادگی، فرایند انتقال ارزش ها و باورهای دینی به نسل جدید را با چالش های جدی مواجه ساخته است. ازاین رو، شناسایی و تحلیل عوامل اثرگذار بر گرایش یا عدم گرایش فرزندان به آموزه های دینی، ضرورتی علمی و تربیتی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی–توصیفی به بررسی مهم ترین عوامل موثر بر ترغیب فرزندان به آموزه های دینی می پردازد و تلاش می کند تصویری جامع از ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و آموزشی این مسئله ارائه دهد.یافته های پژوهش نشان می دهد که خانواده به عنوان نخستین و پایدارترین نهاد تربیتی، نقشی تعیین کننده در شکل گیری نگرش دینی فرزندان دارد. الگوی رفتاری والدین، میزان پایبندی عملی آنان به آموزه های دینی، شیوه های تربیتی، کیفیت روابط عاطفی در خانواده و فضای گفت وگو محور، از مهم ترین عوامل خانوادگی اثرگذار بر درونی سازی باورهای دینی در فرزندان به شمار می آیند. در این میان، انتقال غیرمستقیم و عملی مفاهیم دینی، بیش از آموزش های دستوری و تحکمی، موجب پذیرش و علاقه مندی پایدار فرزندان به دین می شود.در سطح فردی، ویژگی های شخصیتی فرزندان، نیازهای روان شناختی، مرحله رشدی، میزان کنجکاوی و قدرت تفکر انتقادی، بر نحوه مواجهه آنان با آموزه های دینی اثرگذار است. پژوهش نشان می دهد که توجه به پرسش ها و تردیدهای ذهنی فرزندان و پاسخ گویی متناسب با سطح درک آنان، نقش مهمی در تقویت نگرش مثبت دینی ایفا می کند. نادیده گرفتن نیازهای شناختی و عاطفی فرزندان می تواند به مقاومت یا فاصله گیری آنان از آموزه های دینی منجر شود.از سوی دیگر، عوامل اجتماعی و فرهنگی، از جمله نقش مدرسه، معلمان، گروه همسالان، رسانه ها و فضای مجازی، تاثیر چشمگیری بر نگرش دینی نسل جدید دارند. محیط های آموزشی که از رویکردهای جذاب، مشارکتی و متناسب با نیازهای روز استفاده می کنند، در مقایسه با روش های سنتی، موفق تر عمل می نمایند. همچنین، هماهنگی میان پیام های دینی خانواده، مدرسه و رسانه ها، موجب تقویت اثرگذاری تربیت دینی می شود، در حالی که تعارض میان این پیام ها می تواند به سردرگمی ارزشی فرزندان بینجامد.در مجموع، نتایج پژوهش حاکی از آن است که ترغیب فرزندان به آموزه های دینی، فرایندی چندبعدی و تدریجی است که نیازمند تعامل سازنده میان عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی می باشد. اتخاذ رویکردی آگاهانه، منعطف و مبتنی بر محبت، گفت وگو و الگوی عملی، می تواند زمینه ساز گرایش درونی و پایدار فرزندان به آموزه های دینی گردد. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در شیوه های تربیت دینی و توجه به اقتضائات نسل جدید تاکید دارد و می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های تربیتی و فرهنگی قرار گیرد.

نویسندگان

زهرا قائدرحمتی

آموزش و پرورش استان لرستان،شهرستان بروجرد