بررسی رابطه بین خودآزادی غیرخودکشی با کیفیت زندگی و اختلالات روانی نقش واسطه ای نگرش های ناکارآمد

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 118

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NCPP12_1301

تاریخ نمایه سازی: 10 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

خودآزاری غیرخودکشی یکی از رفتارهای پرخطر روان شناختی است که در سال های اخیر توجه پژوهشگران حوزه سلامت روان را به خود جلب کرده است. این رفتار به اقداماتی گفته می شود که فرد به صورت عمدی به بدن خود آسیب وارد می کند اما قصد مستقیم برای پایان دادن به زندگی ندارد. پژوهش های مختلف نشان داده اند که خودآزاری غیرخودکشی می تواند با طیف گسترده ای از مشکلات روانی از جمله افسردگی، اضطراب، استرس و اختلالات هیجانی مرتبط باشد. در بسیاری از موارد افراد از این رفتار به عنوان راهبردی ناکارآمد برای کاهش تنش های روانی، تخلیه هیجانات منفی یا مقابله با فشارهای درونی استفاده می کنند. از سوی دیگر کیفیت زندگی به عنوان یکی از شاخص های مهم سلامت روانی و اجتماعی افراد شناخته می شود و می تواند تحت تاثیر عوامل متعدد روان شناختی و شناختی قرار گیرد. افرادی که از سطح پایین تری از کیفیت زندگی برخوردارند معمولا با مشکلات بیشتری در حوزه سلامت روان، روابط اجتماعی، رضایت از زندگی و احساس معنا در زندگی مواجه هستند. در این میان نگرش های ناکارآمد به عنوان یکی از متغیرهای شناختی مهم می توانند نقش قابل توجهی در شکل گیری مشکلات روانی و رفتاری داشته باشند. نگرش های ناکارآمد شامل الگوهای فکری منفی، باورهای غیرمنطقی و ارزیابی های افراطی درباره خود، دیگران و جهان است که می تواند موجب افزایش آسیب پذیری روانی افراد شود. وجود چنین نگرش هایی ممکن است باعث شود افراد در مواجهه با فشارهای زندگی راهبردهای مقابله ای ناسازگار مانند خودآزاری غیرخودکشی را انتخاب کنند. از این رو بررسی نقش نگرش های ناکارآمد در ارتباط میان خودآزاری غیرخودکشی، کیفیت زندگی و اختلالات روانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خودآزاری غیرخودکشی با کیفیت زندگی و اختلالات روانی با تاکید بر نقش واسطه ای نگرش های ناکارآمد است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و بر اساس مرور منابع و مطالعات پیشین انجام شده است. نتایج بررسی های نظری نشان می دهد که میان خودآزاری غیرخودکشی و اختلالات روانی رابطه مثبت معناداری وجود دارد و افراد دارای نشانه های بیشتر اختلالات روانی احتمال بیشتری برای تجربه رفتارهای خودآزارانه دارند. همچنین یافته ها نشان می دهد که کیفیت زندگی پایین می تواند زمینه ساز بروز مشکلات هیجانی و رفتاری از جمله خودآزاری شود. در این میان نگرش های ناکارآمد به عنوان یک متغیر میانجی می توانند شدت این روابط را افزایش دهند، زیرا این نگرش ها نحوه تفسیر رویدادهای زندگی و شیوه واکنش افراد به فشارهای روانی را تحت تاثیر قرار می دهند. افرادی که دارای نگرش های ناکارآمد بیشتری هستند معمولا در مواجهه با مشکلات زندگی دچار احساس درماندگی، ناامیدی و خودارزشمندی پایین می شوند و این امر می تواند احتمال بروز رفتارهای آسیب زننده به خود را افزایش دهد. در مجموع نتایج پژوهش نشان می دهد که توجه به اصلاح نگرش های ناکارآمد و ارتقای کیفیت زندگی می تواند نقش مهمی در پیشگیری از رفتارهای خودآزاری غیرخودکشی و کاهش اختلالات روانی داشته باشد و برنامه های آموزشی و مداخلات روان شناختی می توانند در این زمینه بسیار موثر باشند.

نویسندگان

لیلا حاتمی آباد شاپوری

کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی

سارا حیدری نتاج

کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی