تربیت معلم برای مواجهه با ندانستن و پاسخ های نامطمئن

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 79

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_2118

تاریخ نمایه سازی: 9 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

جامعه دانش بنیان و پیچیدگی های فزاینده دنیای امروز، مرزهای دانش قطعی را دائما به چالش می کشد و فضایی را ایجاد می کند که در آن «ندانستن» و «نااطمینانی» نه صرفا فقدان، بلکه بخشی ذاتی از فرآیند یادگیری و معرفت سازی است. این پژوهش با هدف تبیین چارچوبی نظری برای تربیت معلمانی انجام شده است که قادر به پذیرش، هدایت و بهره برداری سازنده از این موقعیت های معرفتی باشند. در پارادایم های سنتی آموزش، معلم اغلب به مثابه مخزن دانش قطعی و پاسخ های مطمئن تعریف می شود، که این امر مانع از شکل گیری مهارت های تفکر انتقادی و انعطاف پذیری شناختی در دانش آموزان می گردد (فکوهی، ۱۳۹۵). این پژوهش با اتکا به رویکردی تلفیقی، مفاهیم کلیدی نظریه های یادگیری سازه گرایی اجتماعی (ویکوتسکی، ۱۹۷۸)، بار شناختی (کلاول و همکاران، ۲۰۰۹)، خودتعیین گری (دسی و رایان، ۱۹۸۵)، و به ویژه مفهوم «ندانستن مولد» (Schön, ۱۹۸۳) را در هم می آمیزد. تحلیل های ما نشان می دهد که معلمانی که از منظر هستی شناختی، ندانستن را نقطه ضعف نمی بینند، بلکه آن را محرک کنجکاوی و فرصتی برای ساخت مشترک دانش (Co-construction) تلقی می کنند، در حرفه خود اثربخش تر عمل می کنند (برونر، ۱۹۶۶).این پژوهش ماهیت پاسخ های نامطمئن را به عنوان پدیده ای طبیعی در حوزه هایی چون علوم اجتماعی، اخلاق و حتی برخی شاخه های علوم دقیق بررسی می کند. چالش اصلی تربیت معلم، فراتر از آموزش تکنیک های پاسخگویی، در تغییر نگرش پارادایمی است؛ یعنی پرورش معلمانی که بتوانند در برابر پرسش هایی که پاسخی فوری و شفاف ندارند، سکوت فعال (Active Silence) داشته باشند و فرآیند جستجو و تامل گروهی را هدایت کنند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که مدل های مداخله ای موفق، باید بر افزایش خودکارآمدی معلم در مدیریت ابهام شناختی (Cognitive Ambiguity Tolerance) و تقویت عدالت شناختی (Cognitive Justice) تمرکز کنند؛ بدین معنا که فضای کلاس باید فضایی امن برای ابراز نادانی و طرح پرسش های "خام" باشد. در نهایت، چارچوب پیشنهادی، بر توسعه «بازاندیشی در حین عمل» (Reflection-in-Action) تاکید دارد، جایی که ندانستن معلم به عنوان نقطه عطف تاملی برای بازنگری در روش تدریس و برنامه های درسی عمل می کند. این تحقیق، نه تنها یک مدل نظری ارائه می دهد، بلکه راهکارهایی برای بازطراحی برنامه های درسی تربیت معلم با تاکید بر یادگیری حرفه ای مبتنی بر مسئله و ابهام ارائه می کند تا معلم آینده بتواند در هر لحظه، نه تنها دانش، بلکه روش مواجهه با جهل را نیز تدریس نماید.

نویسندگان

احمد مقصودی

آموزش و پرورش

مریم سلطانی

آموزش و پرورش

مریم شیلانی

آموزش و پرورش

دلکش عباسی

آموزش و پرورش