خلاقیت آموزگاران چندپایه در چارچوب برنامه درسی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 50
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_2116
تاریخ نمایه سازی: 9 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
خلاقیت معلم یکی از مولفه های کلیدی کیفیت آموزش است که در دهه های اخیر، در تعارضی آشکار با ساختارهای برنامه درسی بسته، استانداردمحور و آزمون محور قرار گرفته است. برنامه های درسی بسته، با تاکید بر اهداف از پیش تعیین شده، محتواهای تجویزی و ارزشیابی های یکسان ساز، اغلب فضای مانور حرفه ای معلمان را محدود می کنند و خلاقیت آموزشی را به سطحی حداقلی یا صوری فرو می کاهند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که آیا خلاقیت معلم در چنین چارچوب هایی اساسا ممکن است یا ذاتا به تناقضی ساختاری دچار می شود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–نظری و با اتکا به چارچوبی تلفیقی از نظریه یادگیری معنادار آزوبل، نظریه بار شناختی، نظریه خودتعیین گری، ساخت گرایی اجتماعی و عدالت شناختی، به بازخوانی مفهوم خلاقیت معلم در بستر برنامه درسی بسته می پردازد. یافته ها نشان می دهد که خلاقیت معلم نه امری مطلقا ممتنع، بلکه پدیده ای «محدود، شکننده و وابسته به عاملیت حرفه ای» است که در صورت فقدان اختیار، حمایت نهادی و عدالت شناختی، به خلاقیتی سطحی و ناپایدار تبدیل می شود. این مقاله با معرفی مفاهیمی چون «خلاقیت حداقلی»، «عاملیت مقید معلم» و «تناقض خلاقیت–استانداردسازی»، تلاش می کند فهمی عمیق تر از وضعیت خلاقیت معلمان در نظام های آموزشی متمرکز ارائه دهد.
نویسندگان
نگین طایرقدسی
آموزش و پرورش آذربایجان غربی منطقه صومای برادوست