پذیرش تفاوتهای عصبی در اوتیسم: از تئوری ذهن تا مشکل همدلی مضاعف
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 143
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SREDCONF01_3507
تاریخ نمایه سازی: 8 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، دیدگاه های علمی نسبت به اوتیسم دستخوش تغییرات بنیادین شده اند. نگرش های پیشین عمدتا بر نقص ها و اختلالات در عملکردهای شناختی و اجتماعی متمرکز بودند، در حالی که دیدگاه های جدید بر تفاوت های عصبی تاکید دارند نه «کمبود». این مقاله به بررسی تحول مفهومی از نظریه ذهن در اوتیسم تا نظریه ی همدلی مضاعف می پردازد و نشان می دهد چگونه پذیرش تفاوت های عصبی می تواند به درک متقابل و روابط انسانی فراگیرتر منجر شود. در نتیجه درک علمی و اجتماعی از اوتیسم دستخوش تحول عمیقی شده است. رویکردهای اولیه، اوتیسم را اساسا مجموعه ای از «کمبودها» در حوزه های شناختی و اجتماعی می دانستند. یکی از پرنفوذترین این رویکردها، نظریه ی «کمبود تئوری ذهن» بود که اوتیسم را ناتوانی در درک حالات ذهنی دیگران تعریف می کرد. اما با ظهور جنبش «نورودایورژنت» و مفهوم «نورودایورسیتی»، و نیز شکل گیری چارچوب نظری «مشکل همدلی مضاعف»، نگاه ها از تمرکز یک طرفه بر نقص در فرد اوتیستیک، به سوی مدل تعاملی و دوسویه ی ارتباط تغییر یافته است.این مقاله با مرور شکل گیری و نقد تئوری ذهن در اوتیسم، معرفی مفهوم نورودایورسیتی، و توضیح نظریه ی مشکل همدلی مضاعف، نشان می دهد که چگونه پذیرش تفاوت های عصبی، فهم ما از اوتیسم و شیوه های مداخله، آموزش، و روابط اجتماعی را متحول می کند. در نهایت، مقاله بر ضرورت گذار از مدل «اختلال و نقص» به مدل «تفاوت و سازگاری متقابل» و پیامدهای اخلاقی–اجتماعی آن تاکید می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آزاده شهیاد
کارشناس ارشداسناد و مدارک آرشیوی و نسخه شناسی دانشگاه تهران