بررسی خطر اعتیاد به اینترنت و شبکه های اجتماعی به عنوان اختلال رفتاری نوظهور وتاثیرات مخرب آن بر سلامت روان، عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و رشد جسمانی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFOSTTPA03_5631

تاریخ نمایه سازی: 7 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

در عصر حاضر، اینترنت و فناوری های مرتبط به یکی از ارکان اصلی زندگی روزمره، به ویژه در میان نوجوانان و کودکان، تبدیل شده اند. این نفوذ گسترده، در کنار مزایای بی شمار آموزشی، ارتباطی و اطلاعاتی، خطرات پنهانی را نیز به همراه داشته است که مهم ترین آن، خطر اعتیاد به اینترنت و شبکه های اجتماعی است. این پدیده که به عنوان یک اختلال رفتاری نوظهور شناخته می شود، می تواند تاثیرات مخربی بر سلامت روان، عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و رشد جسمانی دانش آموزان بگذارد. این مقاله با هدف ارائه یک تحلیل جامع، علمی و کاربردی در زمینه پیشگیری از این اعتیاد در جامعه دانش آموزی، تدوین شده است.مسئله اصلی این پژوهش، شناسایی ابعاد مختلف پدیده اعتیاد اینترنتی در دانش آموزان، درک علل ریشه ای گرایش به این پدیده، و ارائه راهکارهای عملیاتی و نظام مند برای پیشگیری از آن در سه سطح فردی، خانوادگی و مدرسه ای است. اهمیت موضوع از آنجا نشات می گیرد که دوران دانش آموزی، دوره شکل گیری هویت و عادات بنیادین است و مداخله موثر در این مرحله می تواند از بروز آسیب های جدی در بزرگسالی جلوگیری کند.روش بررسی این مقاله، مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای گسترده، تحلیل اسناد و منابع علمی مرتبط با اعتیاد رفتاری، روانشناسی نوجوانان و فناوری های نوین است. ساختار مقاله به گونه ای طراحی شده است که از تعریف مفاهیم کلیدی شروع کرده، به تشریح علل، نشانه ها و پیامدهای اعتیاد پرداخته و در نهایت، راهکارهای پیشگیرانه در سطوح مختلف را به تفصیل مورد واکاوی قرار می دهد.نتایج کلی این بررسی نشان می دهد که اعتیاد به اینترنت یک اختلال چند عاملی است که ریشه در نیازهای ارضاء نشده فردی (مانند نیاز به تعلق، عزت نفس و کنترل)، ساختار خانواده (نظیر فقدان نظارت یا سبک های فرزندپروری ناکارآمد) و عوامل محیطی (مانند فشار همسالان و فقدان جذابیت فعالیت های جایگزین) دارد. همچنین، فقدان «سواد رسانه ای» به عنوان یک عامل تشدیدکننده عمل می کند.پیشنهادهای کلیدی این مقاله بر ضرورت رویکرد پیشگیرانه و یکپارچه تاکید دارد. این رویکرد باید شامل آموزش مهارت های زندگی و خودتنظیمی به دانش آموزان، تقویت تعاملات خانوادگی مبتنی بر اعتماد و نظارت آگاهانه، و ادغام آموزش های سواد رسانه ای در برنامه های درسی مدارس باشد. در نهایت، سیاست گذاران باید زیرساخت های فرهنگی لازم برای ترویج استفاده مسئولانه از فناوری را فراهم آورند. این مقاله چارچوبی عملیاتی برای فعالان حوزه تعلیم و تربیت فراهم می آورد تا بتوانند به طور موثرتری با این چالش دیجیتال مواجه شوند.

نویسندگان