قدرت سوال در کلاس درس؛ افول پرسش های اصیل در آموزش
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_6168
تاریخ نمایه سازی: 6 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به تحلیل انتقادی تاثیر آموزش نمره محور بر کیفیت پرسشگری و افول پرسش های اصیل در محیط های یادگیری می پردازد. در نظام های آموزشی کنونی، تاکید بیش از حد بر سنجش و نمره دهی به عنوان شاخص اصلی موفقیت، سبب شده است که فرآیند یادگیری از هدف غایی خود یعنی درک عمیق مفهومی منحرف شده و به سمت کسب نمره سوق یابد. این شیفت پارادایم، منجر به تضعیف نقش سوال به عنوان موتور محرک کنجکاوی، کاوشگری و تفکر انتقادی شده است. در کلاس های درس متمرکز بر نمره، دانش آموزان به جای پرداختن به ابهامات و پیچیدگی های ذاتی مفاهیم، به دنبال یافتن «پاسخ صحیح» و قابل سنجش می روند که اغلب ساده سازی شده و از پیش تعیین شده است. این امر، پرسش های اصیل (Authentic Questions) که ریشه در عدم قطعیت های شناختی و نیاز به تبیین دارند را به حاشیه رانده و جایگزین آن ها را با سوالات قابل پاسخ دهی سریع و مبتنی بر حفظیات می کند.چارچوب نظری این پژوهش به صورت تلفیقی از نظریه های یادگیری معنادار آزوبل (تاکید بر ساختارهای دانش پیشین)، نظریه بار شناختی (Cognitive Load Theory) (بررسی تاثیر پرسشگری نامناسب بر منابع شناختی)، نظریه خودتعیین گری (SDT) (نقش استقلال و شایستگی در انگیزش برای پرسشگری)، ساخت گرایی اجتماعی ویگوتسکی (اهمیت تعامل و گفتگو در شکل گیری دانش) و مفهوم عدالت شناختی (Cognitive Justice) (دسترسی برابر به فرصت های کاوشگری عمیق) طراحی شده است. این تلفیق، امکان تحلیل جامعی از چگونگی تاثیر فشارهای نمره دهی بر فرآیندهای شناختی و انگیزشی دانش آموزان را فراهم می آورد.روش تحقیق اتخاذ شده، مفهومی-تحلیلی است که بر تحلیل انتقادی ادبیات موجود، داده های مشاهده ای و شواهد تجربی در حوزه آموزش متمرکز است. در این رویکرد، ابهام و سکوت به عنوان ابزارهای شناختی مهم در فرآیند یادگیری مورد بررسی قرار گرفته اند و نشان داده می شود که فرهنگ نمره محور چگونه این فضاها را برای کاوشگری از بین می برد. تحلیل ها نشان می دهد که آموزش نمره محور منجر به "اقتصاد توجه و پاداش فوری" شده است؛ جایی که دانش آموزان تنها بر روی مطالب بسیار مرتبط با نمره تمرکز می کنند و از پرداختن به جزئیات یا پرسش های فرعی اما غنی از نظر مفهومی پرهیز می نمایند. این رویکرد، کنجکاوی ذاتی را سرکوب کرده و به جای آن، یک یادگیرنده منفعل و پاسخ جو تربیت می کند.یافته ها تایید می کنند که جایگزینی سوالات با تمرینات صرف، زوال پرسش های سطح بالا (مانند سوالات مبتنی بر تحلیل، ارزیابی و خلق) و تضعیف امنیت شناختی دانش آموزان، پیامدهای مستقیمی بر توانایی آن ها در درگیری عمیق با مفاهیم پیچیده دارد. به ویژه در رشته هایی مانند علوم پایه که یادگیری مفهومی ضروری است، این افول پرسشگری اصیل مانع بزرگی برای پیشرفت محسوب می شود. این مقاله استدلال می کند که بازتعریف نقش ارزیابی به عنوان ابزاری برای هدایت یادگیری به جای ابزاری برای تعیین رتبه، ضروری است تا بار دیگر، قدرت سوال در کلاس درس احیا شود.
نویسندگان
مرضیه صفیعی پور
آموزش و پرورش شهرستان بوئین زهرا
روح الله کلبی
آموزش و پرورش شهرستان بوئین زهرا
جعفر برزگر احمدی
آموزش و پرورش شهرستان بوئین زهرا