هویت حرفه ای معلم در نظام های آموزش مبتنی بر آزمون
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_6164
تاریخ نمایه سازی: 6 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
نظام های آموزشی معاصر، به ویژه در کشورهایی با ساختارهای متمرکز، به طور فزاینده ای تحت سلطه منطق «ارزشیابی محوری» و «آزمون گرایی افراطی» قرار گرفته اند. این رویکرد که هدف اصلی آن سنجش کارایی و پاسخگویی (Accountability) از طریق معیارهای کمی و استاندارد شده است، پیامدهای عمیقی بر ماهیت و معنای شغل معلمی برجای گذاشته است. مسئله اصلی این پژوهش، تعارض بنیادین میان هستی شناسی حرفه ای معلم—که بر تعهدات اخلاقی، پرورش همه جانبه، و خلاقیت در تعاملات یادگیری استوار است—و پارادایم غالب ارزشیابی مبتنی بر آزمون های پرفشار است. این نظام ها، با تاکید صرف بر عملکرد قابل اندازه گیری در یک مقطع زمانی خاص، ماهیت پیچیده، چندوجهی و اغلب غیرقابل اندازه گیری فرایند تدریس و یادگیری را نادیده می گیرند. شکاف پژوهشی موجود عمدتا در فقدان یک چارچوب نظری یکپارچه برای تحلیل پیامدهای این تعارض بر ساختار هویت حرفه ای معلم مشاهده می شود؛ چارچوب هایی که بتوانند ابعاد شناختی، عاطفی، و اخلاقی فرسایش هویتی ناشی از این فشار سیستمی را همزمان تبیین کنند. این مقاله با هدف پر کردن این شکاف، یک چارچوب نظری تلفیقی ارائه می دهد که عناصری از نظریه خودتعیین گری (Deci & Ryan)، نظریه بار شناختی (Sweller)، یادگیری معنادار (Ausubel)، ساخت گرایی اجتماعی (Vygotsky)، و مفاهیم عدالت هویتی را در هم می آمیزد. روش پژوهش، رویکردی نظری-تحلیلی و مفهومی است که بر اساس ترکیب و بسط مفاهیم موجود، به سوی ارائه یک مدل جدید پیش می رود. نوآوری مفهومی اصلی این پژوهش، معرفی مدل «فروکاست هویت حرفه ای در نظام های آزمون محور» است که توضیح می دهد چگونه فشار سنجش مستمر، منابع شناختی و عاطفی معلم را به سمت انطباق با الزامات آزمون سوق داده، و موجب تضعیف انگیزه های درونی و تعهد اخلاقی وی می شود. پیامدهای این تحلیل نشان می دهد که آزمون محوری نه تنها کیفیت یادگیری را تضعیف می کند، بلکه عاملیت (Agency) معلم را کاهش داده، به «تنش هویتی مزمن» و «ازخودبیگانگی حرفه ای» دامن می زند و در نهایت، منجر به نوعی «بی عدالتی هویتی» می شود که در آن، ماهیت حقیقی معلمی نادیده گرفته شده و معلم به عاملی صرفا اجرایی تقلیل می یابد. نتایج این پژوهش می تواند راهبردهای سیاستی را به سمت بازتعریف سنجش، تقویت استقلال حرفه ای، و بازسازی معنای آموزش هدایت کند تا هویت معلم به جای تقلیل یافتن در قالب نمرات، در بستر عاملیت و تعهدش احیا شود.
نویسندگان
گل پری سوری
آموزش و پرورش شهرستان کوهدشت
افسانه سوری
آموزش و پرورش شهرستان کوهدشت