وحدت بخشی دو گذشته: باستان گرایی صوفیانه عصر پهلوی در کتاب اسرار تخت جمشید (۱۳۳۴-۱۳۵۰ ه. ش)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JHSS-18-1_008

تاریخ نمایه سازی: 6 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

پارسه، مجموعه کاخ هایی شهره به تخت جمشید، در گفتمان های ملی گرایی عصر پهلوی به نمادی از هویت «ملی» ایران بدل شد. در این گفتمان های ملی گرایانه، ایران پیش و پس از فتح و غلبه مسلمانان به صورت دو گذشته با دو هویت مستقل صورت بندی شده است. چنین صورت بندی ای از تاریخ ایران پیوندهای پیشین برساخته میان تخت جمشید و گذشته پس از اسلام ایران را نادیده می گرفت. در همین دوران، علی اکبر بصیری، بازنشسته اداره فرهنگ و رئیس کتابخانه ملی شیراز، راه متفاوتی در فهم پارسه در پیش گرفت. کتاب یصیری، پرتو وحید در اسرار تخت جمشید، گذشته ایران را به منزله کلی واحد و بی گسست می بیند و مراحل سلوک صوفیانه را در بستر اثری از معماری یادمانی ایران باستان روایت می کند. این مقاله متاخرترین نشانه های ذهنیتی دیرپا از نسبت تخت جمشید و حلقه های تصوف را آشکار می کند و به فهم وجهی از نحوه ترکیب لایه های هویتی ایرانی، درآستانه تحول گفتمان های ملی گرایی، مدد می رساند. با تحلیل محتوای کتاب و زمینه ی فکری شیراز دهه ۱۳۳۰، روشن می شود پروژه فکری بصیری پیشگام مفاهیم مشابهیست که در چارچوب «انقلاب آرام» علی میرسپاسی صورت بندی شده اند. همچنین نشان داده می شود که این شعر در تقابل با گفتمان ضدتصوف زمانه، و در حاشیه ی گفتمان ملی گرایی پهلوی، بدیلی برای روایت رسمی هویت ملی عرضه می کند. از سوی دیگر، بررسی بازنمایی تخت جمشید در این شعر، نقش مکان های تاریخی را در شکل دهی به حافظه، معنا و هویت فردی و جمعی برجسته می سازد. بدین ترتیب، مقاله نه تنها متنی مغفول، بلکه تصویری از پیچیدگی مناسبات تصوف، حافظه تاریخی، هویت ملی و تحولات گفتمانی ایران مدرن معرفی می کند.

کلیدواژه ها:

روایت هویت ، ایران باستان و ایران اسلامی ، دوره پهلوی دوم ، تصوف ذهبیه ، تخت جمشید

نویسندگان

زینب تمسکی

محقق مستقل، دانش آموخته دکتری معماری (تاریخ و تئوری) دانشگاه شهید بهشتی، فلوی سابق موسسه حامی علوم انسانی