چگونه توانستم مشکل دانش آموزان در درک ارتباط بین ساختار و عملکرد در سیستم عصبی را برطرف کنم؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CHEZSI01_304

تاریخ نمایه سازی: 6 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

هدف این اقدام پژوهی، بهبود درک مفهومی دانش آموزان پایه یازدهم، به ویژه دانش آموزی به نام زینب، از ارتباط بین ساختار و عملکرد در سیستم عصبی بود. مشاهده اولیه نشان داد که گرچه دانش آموزان می توانستند تعاریف کتاب درسی را حفظ کنند، اما در تبیین رابطه ی میان اجزای ساختاری (نورون، دندریت، آکسون، سیناپس) و عملکردهای آن ها (انتقال پیام عصبی، هماهنگی، پاسخ دهی) دچار سردرگمی بودند؛ این مشکل در پاسخ به سوالات تشریحی، حل تمرین های مفهومی و تحلیل شکل های کتاب به وضوح دیده می شد.برای شناسایی دقیق تر مسئله، از ترکیبی از روش های کیفی و کمی شامل مشاهده کلاس، تحلیل آزمون های کتبی، گفت وگوی فردی با زینب و چند دانش آموز دیگر، و پرسشنامه ی کوتاه تشخیصی استفاده شد. نتایج نشان داد که استفاده صرف از روش تدریس سخنرانی محور و تاکید بر حفظ مطالب، زمینه ی درک عمیق و ارتباطی را برای دانش آموزان فراهم نکرده است؛ همچنین مفاهیم抽象 سیستم عصبی بدون استفاده از مثال های عینی و فعالیت های عملی، برای برخی دانش آموزان از جمله زینب، پیچیده و دور از ذهن باقی مانده است.در پاسخ به این وضعیت، مداخله ای مبتنی بر «یادگیری فعال» و «چند رسانه ای» طراحی و اجرا شد. راهبردهای اصلی شامل استفاده از مدل های ساده و دست ساز نورون، طراحی نقشه های مفهومی توسط دانش آموزان، اجرای بازی های آموزشی نقش آفرینی مسیر پیام عصبی، نمایش فیلم ها و انیمیشن های کوتاه علمی متناسب با سطح دانش آموزان، و واگذاری پروژه های کوچک گروهی برای توضیح ارتباط ساختار و عملکرد بود. در این فرایند، زینب به عنوان دانش آموز هدف، نقش فعالی در طراحی و ارائه ی یک پوستر آموزشی درباره ی مسیر انتقال پیام عصبی بر عهده گرفت که به تقویت اعتماد به نفس و مشارکت او کمک کرد.برای سنجش اثربخشی مداخله، از پیش آزمون و پس آزمون مفهومی، ارزیابی عملکرد کلاسی، پرسش های تشریحی تحلیلی و مصاحبه ی کوتاه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مقایسه نتایج نشان داد که میانگین نمرات مفهومی دانش آموزان کلاس در موضوع سیستم عصبی به طور قابل توجهی افزایش یافت و خطاهای مفهومی رایج در پاسخ ها کاهش پیدا کرد. زینب که در پیش آزمون در تحلیل رابطه ی بین اجزای نورون و نوع پیام عصبی دچار خطا بود، در پس آزمون توانست با دقت بیشتری مسیر پیام را از گیرنده تا مرکز و از مرکز تا اندام پاسخ دهنده توضیح دهد و مثال های روزمره برای آن ارائه کند. علاوه بر این، دانش آموزان در بازخوردهای شفاهی، روش های جدید تدریس را جذاب تر، قابل فهم تر و ماندگارتر توصیف کردند.نتیجه اقدام پژوهی نشان می دهد که استفاده هدفمند از روش های فعال و چندرسانه ای، به ویژه در مباحث پیچیده ای مانند سیستم عصبی، می تواند فهم رابطه ی ساختار و عملکرد را در دانش آموزان تقویت کند و از یادگیری سطحی و حفظ محور بکاهد. این تجربه نشان داد که با تغییر نقش معلم از «انتقال دهنده ی صرف اطلاعات» به «طراح و تسهیل گر یادگیری»، می توان حتی در چارچوب محتوای رسمی کتاب درسی، فضای یادگیری عمیق تر و معنادارتری ایجاد کرد. همچنین، تمرکز بر یک دانش آموز خاص (زینب) در کنار توجه به کل کلاس، این امکان را فراهم کرد تا مداخله ها متناسب با تفاوت های فردی طراحی و اجرا شوند و در نهایت، به بهبود نتایج یادگیری در سطح کلاس بیانجامند.

نویسندگان

محبوبه سادات حسینی

دبیرستان دخترانه دوره دوم فرزانه