نقش قوانین کلاسی مشارکتی در کاهش بی نظمی و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-1-11_041
تاریخ نمایه سازی: 5 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
بی نظمی های کلاسی و ضعف مسئولیت پذیری دانش آموزان از چالش های بنیادین نظام های آموزشی در سطوح مختلف تحصیلی به شمار می آید که پیامدهای منفی آن نه تنها بر فرایند یاددهی–یادگیری، بلکه بر سلامت روانی معلمان، کیفیت تعاملات آموزشی و تحقق اهداف تربیتی تاثیرگذار است. در این میان، رویکردهای نوین مدیریت کلاس درس بر مشارکت فعال دانش آموزان در تنظیم و اجرای قوانین کلاسی تاکید می کنند؛ رویکردی که با اصول رهبری آموزشی مشارکتی، یادگیری اجتماعی و تربیت شهروندی هم راستا است. هدف این مقاله، تبیین نقش قوانین کلاسی مشارکتی در کاهش بی نظمی های رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری دانش آموزان از منظر نظری و پژوهشی است.این مقاله با رویکرد کیفی و روش پژوهش کتابخانه ای–اسنادی انجام شده و با مرور نظام مند منابع معتبر داخلی و خارجی، به تحلیل مفهومی و تطبیقی دیدگاه ها، الگوها و یافته های پژوهشی مرتبط پرداخته است. یافته های مروری نشان می دهد که قوانین کلاسی مشارکتی، از طریق افزایش حس مالکیت روان شناختی، تقویت خودتنظیمی، ارتقای تعهد اخلاقی و بهبود روابط معلم–دانش آموز، نقش معناداری در کاهش رفتارهای مخرب، افزایش نظم در کلاس و توسعه مسئولیت پذیری فردی و جمعی دانش آموزان ایفا می کنند. مشارکت دانش آموزان در فرایند قانون گذاری کلاسی، موجب انتقال کانون کنترل از بیرون به درون شده و زمینه ساز درونی سازی هنجارهای رفتاری می شود؛ امری که در مقایسه با رویکردهای دستوری و تنبیه محور، از پایداری و اثربخشی بیشتری برخوردار است.همچنین نتایج پژوهش های مرورشده حاکی از آن است که اثربخشی قوانین کلاسی مشارکتی به عواملی چون سبک رهبری معلم، فرهنگ مدرسه، سن و ویژگی های رشدی دانش آموزان و میزان انسجام در اجرای قوانین وابسته است. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که قوانین کلاسی مشارکتی به عنوان یک راهبرد هوشمندانه در مدیریت آموزشی، نه تنها ابزاری برای کنترل بی نظمی نیست، بلکه بستری تربیتی برای پرورش مسئولیت پذیری، مشارکت اجتماعی و مهارت های زندگی دانش آموزان فراهم می آورد. این مقاله می کوشد با ارائه چارچوبی تحلیلی، زمینه را برای بهره گیری آگاهانه تر معلمان و مدیران آموزشی از این رویکرد فراهم سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا فرهادیان
کارشناسی تکنولوژی آموزشی
صغری سادات رضایی بهاباد
کارشناسی علوم تربیتی گرایش مدیریت و برنامه ریزی
عذرا امیری
کارشناسی امور تربیتی
منصوره جاهد دشت بیاض
کارشناسی علوم اجتماعی