بازاندیشی یادگیری معکوس به عنوان رویکردی نوین در آموزش ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_2496

تاریخ نمایه سازی: 4 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

هدف از پژوهش حاضر، بازاندیشی و تحلیل جامع رویکرد یادگیری معکوس به عنوان یکی از راهبردهای نوین و تحول آفرین در مقطع آموزش ابتدایی است. با توجه به تغییر پارادایم های آموزشی از رویکردهای معلم محور به سمت رویکردهای شاگرد محور، یادگیری معکوس پتانسیل بالایی برای افزایش درگیری تحصیلی و بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان در سنین پایه دارد. روش تحقیق در این مطالعه از نوع مروری-تحلیلی بوده و با استناد به منابع کتابخانه ای و بررسی ادبیات پژوهشی داخلی و بین المللی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که انتقال بخش انتقال دانش به خارج از کلاس و اختصاص زمان کلاس به فعالیت های تعاملی، باعث ارتقای سطوح عالی تفکر، خلاقیت و انگیزش در دانش آموزان ابتدایی می گردد. همچنین این رویکرد به معلمان اجازه می دهد تا نقش تسهیل گر را ایفا کرده و به تفاوت های فردی دانش آموزان توجه بیشتری داشته باشند. نتایج حاکی از آن است که اجرای موفق یادگیری معکوس در مدارس ابتدایی مستلزم زیرساخت های تکنولوژیک مناسب، توانمندسازی معلمان و مشارکت فعال والدین است. علی رغم چالش هایی نظیر شکاف دیجیتالی، این روش می تواند منجر به پایداری یادگیری و بهبود عملکرد آکادمیک در دروس مختلف از جمله علوم، ریاضی و زبان گردد. در نهایت، یادگیری معکوس نه تنها یک تغییر در سازماندهی زمان کلاس، بلکه یک بازتعریف در روابط میان ارکان آموزش برای تربیت یادگیرندگان مادام العمر در عصر دیجیتال است.

نویسندگان

ذبیح اله گلستانی

آموزگار اداره آموزش و پرورش منطقه چاروسا، کهگیلویه و بویراحمد، ایران