آموزش آهسته (Slow Education): در آموزش و پرورش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_6100

تاریخ نمایه سازی: 3 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش به تحلیل مفهوم نوظهور «آموزش آهسته» (Slow Education) به عنوان یک پارادایم تحولی در نظام های آموزشی معاصر می پردازد. آموزش آهسته، پاسخی انتقادی به فشارهای ناشی از برنامه های درسی متراکم، آزمون محوری و سرعت فزاینده انتقال اطلاعات در دوران مدرن است که اغلب منجر به سطحی نگری در یادگیری و افزایش نابرابری های آموزشی می شود (عطاران و همکاران، ۱۳۹۹). هدف اصلی این رویکرد، بازگرداندن ارزش های کیفی، تامل، عمق بخشی به فهم، و توجه به نیازهای فردی دانش آموزان است. این مقاله با استفاده از روش تحلیل مفهومی و تلفیق چارچوب های نظری ساخت گرایی اجتماعی (ویکوتسکی، ۱۳۸۰)، یادگیری عمیق (Hattie, ۲۰۰۹) و عدالت آموزشی (حسینی، ۱۳۹۷)، ابعاد سه گانه آموزش آهسته – یعنی زمان، محتوا و ارتباطات – را مورد واکاوی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تمرکز بر کیفیت به جای کمیت، نه تنها منجر به افزایش فهم مفهومی و ماندگاری دانش می شود، بلکه با فراهم آوردن فرصت های تامل و تعمق، به کاهش اضطراب یادگیری و تقویت خودتنظیمی دانش آموزان یاری می رساند. همچنین، آموزش آهسته به دلیل رویکرد فردی تر و توجه به بافت فرهنگی، پتانسیل قابل توجهی در ارتقاء عدالت آموزشی و کاهش شکاف یادگیری میان طبقات اجتماعی دارد. این مقاله تاکید می کند که پذیرش آموزش آهسته نیازمند بازنگری اساسی در فلسفه ارزشیابی، طراحی برنامه درسی و تربیت معلم است تا محیطی فراهم شود که در آن، رشد ذهنی و عاطفی دانش آموز به عنوان هدف غایی آموزش تلقی گردد

نویسندگان

سحر زمان پور

آموزش وپرورش

بهزاد برون

آموزش وپرورش