ابهام آموزشی در فرایند پیچیده پرورش «تفکر علمی» در نظام های آموزشی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_6090
تاریخ نمایه سازی: 2 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی نقش حیاتی و اغلب نادیده گرفته شده «ابهام» (Ambiguity) در فرایند پیچیده پرورش «تفکر علمی» در نظام های آموزشی می پردازد. تفکر علمی، فراتر از انباشت دانش، نیازمند توانایی در مواجهه با موقعیت های حل مسئله نامعین، تفسیر داده های متضاد و پذیرش عدم قطعیت است. در فضای کلاس های سنتی که بر ارائه پاسخ های قطعی و نهایی تاکید می شود، ابهام غالبا به عنوان مانعی برای یادگیری تلقی شده و تلاش می شود از آن اجتناب گردد. با این حال، این مقاله استدلال می کند که ابهام شناختی، به ویژه آن گونه که در پارادوکس های علمی یا مسائل باز (Open-ended Problems) نهفته است، محرک اصلی تنظیم شناختی و تسهیل گر گذار از تفکر عینی به تفکر انتزاعی و علمی است. بر اساس رویکردهای سازه گرایانه (Constructivism)، یادگیرنده فعالانه دانش خود را می سازد، و این ساخت وساز زمانی به اوج کارایی می رسد که فرد با عدم تعادل (Disequilibrium) ناشی از مواجهه با ابهام روبه رو شود. این پژوهش با تلفیق مفاهیم تنظیم شناختی (Cognitive Regulation)، نادانی سازنده (Productive Confusion)، و عدالت آموزشی، نشان می دهد که چگونه مدیریت هدفمند ابهام در طراحی آموزشی می تواند مهارت های استنتاج، فرضیه سازی و ارزیابی شواهد را در دانش آموزان تقویت کند. در نهایت، تاکید می شود که پرورش تفکر علمی در گرو فضایی است که در آن ابهام نه تنها تحمل شود، بلکه به مثابه یک منبع یادگیری ارزشمند و ابزاری برای تعمیق درک ماهیت علم (Nature of Science) مورد استفاده قرار گیرد. نتایج این بررسی مفهومی، چارچوبی نظری برای سیاست گذاران و طراحان برنامه درسی فراهم می آورد تا با بازتعریف نقش قطعیت و ابهام، آموزش را به سمت بازتولید متفکران نقاد و خلاق سوق دهند.
نویسندگان
کلثوم داودی
آموزش وپرورش
عواطف آبسته
آموزش وپرورش
شیرین آقاخانی
آموزش وپرورش
منیژه تاجمیری
آموزش وپرورش