تحلیل عوامل موثر بر غیبت دانش آموزان از مدرسه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 108

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NCPP12_830

تاریخ نمایه سازی: 2 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

غیبت دانش آموزان از مدرسه، پدیده ای چندوجهی و پیامدمحور است که پیامدهای آن فراتر از کاهش ساعات آموزشی و افت نمرات بوده و به کاهش فرصت های یادگیری، تضعیف پیوند اجتماعی با مدرسه، افزایش خطر ترک تحصیل و پیامدهای روانی و اجتماعی درازمدت منجر می شود. غیبت به عنوان یک رفتار کمی و کیفی قابل اندازه گیری، هم نشانه و هم عامل بسیاری از آسیب ها و نارسایی های نظام های آموزشی و خانواده هاست. پژوهش حاضر در پی آن است تا با رویکردی تحلیلی و توصیفی، مجموعه عوامل تاثیرگذار بر غیبت دانش آموزان را به صورت نظام مند شناسایی، دسته بندی و پیوندهای علت و معلولی میان این عوامل را روشن سازد تا بتوان راهبردهای پیشگیرانه و درمانی مناسبی پیشنهاد داد.در این پژوهش، عوامل موثر بر غیبت در چهار سطح اصلی دسته بندی شده اند: عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل مدرسه ای، و عوامل اجتماعی-محیطی. هر یک از این سطوح شامل زیرمولفه هایی است که به طور متقابل بر یکدیگر تاثیر می گذارند و ترکیب نامناسب آن ها زمینه ساز غیبت مکرر می گردد. از منظر فردی، عواملی چون مشکلات روانی (اضطراب، افسردگی، اختلال توجه و تمرکز)، سلامت جسمانی مزمن، کم توانی های یادگیری، بی انگیزگی تحصیلی، ضعف مهارت های اجتماعی، و تجربه های ناخوشایند قبلی در مدرسه (مانند شکست های متوالی یا تنبیه) نقش بنیادینی دارند. از منظر خانوادگی، فقر و تنگدستی، ناپایداری خانوادگی، تعارض والدین، بی توجهی یا چشم پوشی والدین نسبت به تحصیل فرزند، کار کودک یا مسئولیت های بیرون از مدرسه، و فقدان حمایت عاطفی و آموزشی خانه از عوامل تعیین کننده اند. سطح مدرسه ای نیز شامل کیفیت تدریس، سازوکارهای انضباطی، برخورد معلمان، فضای عاطفی کلاس، روابط میان همسالان (مانند آزار و اذیت و قلدری)، تناسب برنامه آموزشی با نیازها و علایق دانش آموزان، و نحوه ی ارزشیابی است؛ به ویژه جو خشک، غیرهمدل و مبتنی بر جزا و تنبیه می تواند حس تعلق را زائل کند و انگیزه حضور در مدرسه را کاهش دهد. در نهایت، عوامل اجتماعی-محیطی مانند نقش گروه همسالان، دسترسی یا در دسترس بودن فعالیت های پرخطر در محیط بیرون از مدرسه، نابرابری های محله ای، مهاجرت، بلایای طبیعی یا شرایط اضطراری، و گاه تاثیر رسانه ها و فضای مجازی در کاهش انگیزه مواجهه با مدرسه نیز باید مورد توجه قرار گیرند.یافته های تحلیل محتوای متون پژوهشی و اسناد بالادستی نشان می دهد که غالبا غیبت ناشی از ترکیب عوامل متعدد است و در بسیاری موارد یک عامل زمینه ساز (مثلا فقر خانوادگی) با عوامل تسریع کننده (همچون کمبود حمایت مدرسه ای یا ابتلای دانش آموز به افسردگی) هم زمان عمل می کنند. به عبارت دیگر، غیبت را نباید به عنوان رفتاری منفرد دید؛ بلکه به عنوان نتیجه سلسله وار و شبکه وار از عوامل متعامل باید نگریست. همچنین، شواهد نشان می دهد که شدت و ترتیب اثرگذاری هر عامل با سطح تحصیلی، جنسیت، وضعیت اقتصادی خانوار و ویژگی های فرهنگی-منطقه ای متفاوت است؛ برای مثال، در برخی مناطق، کار کودک و نیاز اقتصادی علت اصلی غیبت است، در حالی که در جوامع شهری، تجربه آزار و اذیت همسالان یا اضطراب های مرتبط با آزمون ها ممکن است بار بیشتری داشته باشد.تحلیل بیشتر نشان می دهد که ضعف هماهنگی میان خانه و مدرسه یکی از نقاط کلیدی است؛ هنگامی که خانواده ها اطلاع و آمادگی لازم برای حمایت از حضور فرزندان ندارند یا مدرسه ارتباط موثری با خانواده برقرار نمی کند، فرصت های پیشگیری از غیبت کاهش می یابد. ارتباط ضعیف معلم و دانش آموز، بازخوردهای منفی پی درپی، نبود برنامه های آموزشی جذاب و متناسب با سطح علاقه مندی ها و مهارت ها، و نظام های پاداش و تنبیه نامتناسب، همه از جمله عوامل مدرسه ای اند که انگیزه حضور را تحلیل می برند. از منظر روان شناختی، تجربه تکرارشونده شکست، شرمندگی و کاهش اعتماد به نفس نیز می تواند به اجتناب از حضور در محیطی که این احساسات را تقویت می کند، بیانجامد.از لحاظ پیامد، غیبت پی آمدهایی در کوتاه مدت (کاهش یادگیری، افت نمرات، کاهش مشارکت کلاسی) و درازمدت (کاهش سواد رسمی، افزایش ترک تحصیل، آسیب پذیری اجتماعی، کاهش فرصت های اشتغال) در پی دارد. افزون بر این، غیبت مکرر هزینه های اقتصادی و اجتماعی برای خانواده و جامعه ایجاد می کند؛ هزینه هایی که شامل نیاز به برنامه های جبرانی، خدمات اجتماعی و درمانی و آثار بلندمدت بر تولید ملی است.با توجه به پیچیدگی مسئله، پژوهش حاضر بر این نکته تاکید دارد که راهکارهای موثر باید چندوجهی، هم زمان و مبتنی بر شواهد باشند. پیشنهادات کلی شامل توانمندسازی خانواده ها از طریق آموزش های تربیتی، توسعه خدمات مشاوره ای و روان شناختی در مدارس، بازنگری در شیوه های تدریس و ارزشیابی به نفع روش های مشارکتی و جذاب، ایجاد سازوکارهای شناسایی زودهنگام دانش آموزان در معرض غیبت، بهره گیری از مشوق های مثبت برای حضور منظم، و ایجاد کانال های موثر ارتباطی میان مدرسه و خانه است. همچنین، برنامه های حمایتی برای دانش آموزان محروم اقتصادی، مانند خدمات وعده غذایی در مدرسه، کمک های مالی، یا تسهیلات حمل و نقل، می تواند مداخله ای موثر در کاهش غیبت باشد. در سطح جامعه، تقویت نهادهای حمایتی و بهبود شرایط محله ای و دسترسی به فرصت های جایگزین مثبت برای نوجوانان نیز ضروری است.در پایان، پژوهش بر ضرورت اجرای مطالعات میدانی تجربی و طولی تاکید می کند تا بتوان نسبت های علت و معلولی را بهتر شناخت و میزان اثربخشی مداخلات پیشنهادی را سنجید. همچنین، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران آموزش وپرورش، پژوهشگران و نمایندگان محلی با مشارکت یکدیگر طرح های پایلوت برای مداخله در بسترهای محلی اجرا کنند و نتایج را مستندسازی نمایند تا الگوهای موثر قابل تعمیم در سطح ملی استخراج شود. در مجموع، مقابله با غیبت دانش آموزی نیازمند نگاهی نظام مند، هماهنگ و انسان محور است که هم به علل ریشه ای و هم به پیامدهای آن توجه کند.

نویسندگان

مهدی بابایی

کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه آزاد واحد مهاباد

باقر مهدوی قره زاغ

کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه آزاد واحد بناب

سلیمان صمدی

کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهین دژ