نقش معلم در پرورش مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان
محل انتشار: دوازدهمین همایش ملی تازه های روانشناسی مثبت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 105
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NCPP12_828
تاریخ نمایه سازی: 2 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش معلم در پرورش مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان انجام شده است؛ موضوعی که در دهه های اخیر به یکی از محوری ترین دغدغه های نظام های آموزشی جهان تبدیل شده است. در جهانی که تغییرات علمی، فرهنگی و اجتماعی با سرعتی شگفت انگیز رخ می دهد، توانایی اندیشیدن نقادانه، شرط اساسی برای سازگاری، تصمیم گیری آگاهانه و مشارکت موثر در جامعه به شمار می رود. تفکر انتقادی به دانش آموز می آموزد که چگونه با ذهنی باز و تحلیلی به مسائل بنگرد، از پذیرش کورکورانه ی عقاید بپرهیزد، و با استدلال منطقی به ارزیابی شواهد و گزاره ها بپردازد.در این میان، معلم به عنوان محور اصلی نظام آموزشی، نقشی کلیدی در شکل گیری و تقویت این مهارت دارد. معلم نه تنها منبع انتقال اطلاعات نیست، بلکه طراح و هدایت گر فرایند یادگیری است؛ کسی که می تواند با ایجاد محیطی پرسش گر، پویا و امن، زمینه ی رشد مهارت های تفکر انتقادی را در دانش آموزان فراهم سازد. شیوه ی پرسشگری معلم، نحوه ی مواجهه با پاسخ های متفاوت، سبک ارزشیابی، تعامل های کلاسی، و حتی زبان بدن و نگرش او نسبت به خطا و اشتباه، می تواند رشد یا رکود تفکر نقادانه را در فراگیران رقم زند.پژوهش حاضر از نوع توصیفی – تحلیلی است و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و دیدگاه های اندیشمندان حوزه ی روان شناسی تربیتی و آموزش وپرورش، به تحلیل و تبیین این نقش پرداخته است. در گردآوری داده ها از نظریه های مختلف مانند یادگیری فعال، آموزش مبتنی بر مسئله، و رویکردهای ساخت گرایانه استفاده شده تا تصویری جامع از چگونگی تاثیر رفتار و نگرش معلم بر پرورش تفکر انتقادی ترسیم گردد.نتایج تحلیل ها نشان می دهد که معلمانی که فضای یادگیری باز و تعاملی ایجاد می کنند، فرصت گفت وگو و استدلال را فراهم می سازند، دانش آموزان را به پرسیدن، شک کردن و تحلیل داده ها تشویق می نمایند، و به تفاوت دیدگاه ها احترام می گذارند، بیش از سایرین موفق به پرورش تفکر انتقادی در دانش آموزان می شوند. همچنین، استفاده از روش های تدریس نوین مانند بحث گروهی، ایفای نقش، پروژه محور، و آموزش بازتابی (تامل بر فرایند یادگیری) می تواند به میزان چشمگیری توان تفکر و داوری منطقی دانش آموزان را افزایش دهد.از سوی دیگر، یافته ها نشان می دهد که موانعی مانند تمرکز بیش از حد نظام آموزشی بر آزمون های حفظی، کمبود زمان برای گفت وگو و تحلیل، نبود آموزش های لازم برای معلمان، و فرهنگ آموزشی اقتدارگرا، مانع رشد این نوع تفکر در مدارس می شوند. بنابراین، توانمندسازی معلمان در زمینه ی روش های آموزش تفکر، تغییر نگرش نسبت به خطا و اشتباه در یادگیری، و ایجاد فضای آزاد و همدلانه ی آموزشی، از ضرورت های جدی نظام تعلیم و تربیت به شمار می آید.در پایان، پژوهش پیشنهاد می کند که سیاست گذاران آموزشی و مدیران مدارس، با طراحی برنامه های توانمندسازی معلمان، بازنگری در روش های ارزشیابی، و تقویت فرهنگ پرسشگری، زمینه ی رشد تفکر انتقادی در نسل آینده را فراهم آورند. تنها از رهگذر چنین نگاهی است که آموزش می تواند از حالت انتقال صرف دانش به فرآیند «پرورش اندیشیدن» تبدیل شود و انسان هایی مسئول، خلاق، تحلیل گر و آگاه برای آینده ی جامعه تربیت نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
باقر مهدوی قره زاغ
کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه آزاد واحد بناب
سلیمان صمدی
کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهین دژ
مهدی بابایی
کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه آزاد واحد مهاباد