بررسی فقهی–حقوقی طلاق عاطفی و پیامدهای روان شناختی و تربیتی آن بر زوجین

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NCPP12_707

تاریخ نمایه سازی: 2 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

طلاق عاطفی یکی از پیچیده ترین و پنهان ترین اشکال فروپاشی روابط زناشویی است که پیش از وقوع هرگونه جدایی رسمی، با کاهش تدریجی محبت، صمیمیت، اعتماد و پیوند روانی میان زوجین آغاز شده و پیامدهای گسترده ای بر سلامت روانی، انسجام خانوادگی و عملکرد تربیتی اعضای خانواده دارد. در این مقاله مروری، موضوع طلاق عاطفی از سه منظر مکمل فقهی، حقوقی و روان شناختی مورد بررسی قرار می گیرد تا ابعاد نظری و عملی آن در نظام خانواده ایرانی روشن تر شود. در بعد فقهی، طلاق عاطفی گرچه عنوان مستقل ندارد، اما ریشه های آن در مباحثی همچون نشوز، سوءمعاشرت، ترک انفاق، حقوق زوجین و لزوم رعایت حسن عاشرت قابل تحلیل است. از این منظر، افت عاطفه و عدم تامین نیازهای روانی و اخلاقی همسر می تواند از مصادیق اخلال در وظایف شرعی و اخلاقی زندگی زناشویی تلقی شود. در بعد حقوقی، طلاق عاطفی گرچه به عنوان یک مفهوم قانونی صریح مطرح نیست، اما آثار آن در دعاوی خانوادگی همچون طلاق به علت عسر و حرج، ترک زندگی مشترک، یا رفتارهای مغایر با شان خانوادگی قابل شناسایی است. همچنین قوانین مربوط به حمایت از خانواده و حقوق زوجین بستری برای تحلیل ضمانت های حقوقی پیشگیری یا مدیریت این نوع از فروپاشی زناشویی فراهم می آورند. در بعد روان شناختی، طلاق عاطفی یک تجربه فرساینده و طولانی است که با فرسایش تدریجی دلبستگی، کاهش گفت وگو، کناره گیری هیجانی، تعارضات پنهان، افسردگی، اضطراب، احساس بی ارزشی و اختلال در کارکردهای تربیتی زوجین همراه می شود. این وضعیت نه تنها سلامت روانی زوجین را تهدید می کند، بلکه کیفیت تعامل والد–فرزند، الگوهای تربیتی و احساس امنیت کودکان را نیز به شدت مخدوش می سازد. یافته های مرور منابع نشان می دهد که طلاق عاطفی به دلیل ماهیت پنهان، فقدان نشانه های آشکار و نبود سازوکارهای قانونی و فرهنگی مشخص برای تشخیص و مداخله، اغلب دیرهنگام شناسایی می شود و به این ترتیب، روند آن تا رسیدن به نقطه بحران ادامه می یابد. این مقاله با ترکیب دیدگاه های سه گانه فقه، حقوق و روان شناسی تلاش می کند تصویری جامع از چرایی، چگونگی و پیامدهای طلاق عاطفی ارائه دهد و نشان دهد که حل این مسئله نه تنها نیازمند اصلاح قوانین و تقویت نظام های مشاوره ای است، بلکه به بازنگری نگرش های فرهنگی، آموزش مهارت های ارتباطی، و ایجاد سازوکارهای پیشگیرانه برای تقویت روابط عاطفی زوجین نیز وابسته است. تحلیل میان رشته ای مقاله بیان می کند که طلاق عاطفی، هرچند پدیده ای خاموش و تدریجی است، اما پیامدهای آن به مراتب عمیق تر از طلاق رسمی بوده و سلامت روانی، ثبات خانوادگی، تربیت نسل آینده و انسجام اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد؛ ازاین رو توجه به آن یک ضرورت علمی، حقوقی و اجتماعی محسوب می شود.

نویسندگان

مسلم خانی یوسف آباد

سطح۳ ،حوزه علمیه قم