بازخوانی مفهوم عدالت آموزشی و کاربست آن در مدیریت و سیاستگذاری تعلیم وتربیت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 92

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NCPP12_599

تاریخ نمایه سازی: 2 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

عدالت آموزشی به عنوان یکی از اصول بنیادین نظام تعلیم و تربیت اسلامی، ریشه در مبانی عمیق فقهی و اخلاقی اسلام دارد. فقه اسلامی با تکیه بر اصولی همچون برابری، کرامت انسانی، حق تعلیم و تعلم و رفع تبعیض، چارچوبی روشن برای تحقق عدالت در آموزش فراهم می آورد. در این راستا، بررسی مبانی فقهی عدالت آموزشی، نه تنها در فهم عمیق تر مفهوم عدالت در حوزه تعلیم و تربیت موثر است، بلکه می تواند مسیر سیاستگذاری های کلان آموزشی را نیز بسوی برابری فرصت ها، توزیع عادلانه منابع و ارتقا کیفیت آموزشی هدایت کند. درنظام فکری اسلام، آموزش و تربیت از حقوق مسلم انسان ها شمرده می شود و تاکید فقهی بر فراگیری علم بدون تبعیض جنسیتی، طبقاتی یا جغرافیایی، بنیان نظری عدالت آموزشی را شکل می دهد. فقیهان بزرگ اسلامی همچون امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی و شهید مطهری، با تکیه بر آموزه های قرآنی و روایی، آموزش را ابزاری برای تحقق عدالت اجتماعی و رشد عقلانی جامعه می دانند. بر این اساس، سیاستگذاری در مدیریت آموزشی باید متاثر از مبانی فقهی باشد تا ضمن رعایت مصالح عمومی، عدالت در دسترسی به امکانات، فرصت های یادگیری و کیفیت آموزشی تحقق یابد. تحلیل مبانی فقهی عدالت آموزشی نشان می دهد که این مفهوم شامل سه بعد اساسی است: عدالت در دسترسی به آموزش، عدالت در فرایند آموزش، و عدالت در نتایج آموزشی. بعد نخست بر توزیع عادلانه فرصت های آموزشی برای همه اقشار جامعه دلالت دارد. بعد دوم بر رفتار برابر معلمان، نظام ارزشیابی و محیط یادگیری منصفانه تمرکز دارد و بعد سوم ناظر بر پیامدهای آموزشی و برابری در تحقق استعدادها و شایستگی ها است. فقه اسلامی با تاکید بر اصل «رفع حرج» و «عدم تبعیض»، ضرورت ایجاد سیاست های حمایتی برای مناطق محروم، دانش آموزان با نیازهای خاص، و اقشار آسیب پذیر را تبیین می کند. تاثیر مبانی فقهی عدالت آموزشی بر سیاستگذاری در مدیریت آموزشی به شکل مستقیم درطراحی برنامه های درسی، تخصیص منابع مالی و انسانی و ارزیابی عملکرد مدارس نمود می یابد. سیاست های آموزشی در پرتو مبانی فقهی باید بگونه ای تنظیم شوند که ضمن حفظ ارزش های اسلامی، عدالت اجتماعی، فرصت برابر و تربیت انسان متعادل را تضمین کنند. درنتیجه، اتخاذ رویکرد فقه محور در سیاستگذاری آموزشی می تواند موجب ارتقا کیفیت مدیریت آموزشی، کاهش تبعیض و نابرابری و تحقق عدالت تربیتی در سطح جامعه گردد.

نویسندگان

مریم رضایی

دکتری، استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر، اسلامشهر، ایران

فهیمه مقدمی چوبوقلویی

دانشجوی دکتری، مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر، اداره کل آموزش و پرورش استان تهران