معمای دریاچه ارومیه: کالبدشکافی یک بحران اجتماعی–بوم شناختی با رویکرد DPSIR و تحلیل مسیرهای گذار به تاب آوری با تاکید بر ادراک مخاطره

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 60

فایل این مقاله در 44 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NCPP12_125

تاریخ نمایه سازی: 2 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

زمینه: بحران دریاچه ارومیه، یکی از بزرگترین دریاچه های نمکی جهان، ریشه در ضعف حکمرانی یکپارچه منابع آب دارد. کاهش بیش از ۸۰ درصدی حجم آب و افزایش شوری به بیش از ۳۰۰ گرم در لیتر، پیامدهای زیست محیطی، اقتصادی و سلامتی گسترده ای در منطقه ایجاد کرده است. هدف: این پژوهش با استفاده از چارچوب تحلیلی DPSIR به شناسایی نیروهای محرک، فشارها، وضعیت، اثرات و پاسخ های مدیریتی در بحران دریاچه پرداخته و شاخص ناکارآمدی حکمرانی را برای سنجش کارایی نهادی توسعه می دهد. روش: این مطالعه با رویکرد ترکیبی کیفی-کمی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ خبره شامل دانشگاهیان، مدیران دولتی، کشاورزان و فعالان سازمان های مردم نهاد با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل محتوای کیفی شد. مدل ساختاری روابط علی بین اجزای DPSIR در نرم افزار AMOS آزمون گردید. یافته ها: نتایج نشان داد نیروهای محرک اصلی شامل سیاست های یارانه ای کشاورزی، رشد جمعیت و ضعف ساختار نهادی است. فشارهای کلیدی برداشت بیش از حد آب زیرزمینی پنج برابر ظرفیت تغذیه، احداث بیش از ۵۰ سد و آلودگی کشاورزی شناسایی شد. شاخص ناکارآمدی حکمرانی محاسبه شده ۷۸ از ۱۰۰ نشان دهنده سطح بالای ناکارآمدی حکمرانی است. تحلیل مسیر نشان داد روابط نیروهای محرک به فشارها، فشارها به وضعیت و وضعیت به اثرات معنادار هستند. نتیجه: بحران دریاچه ارومیه ریشه مدیریتی دارد نه صرفا اقلیمی. اصلاح ساختار یارانه ها، تقویت حکمرانی فرابخشی و مدیریت تقاضای آب به عنوان نقاط اهرمی سیاستی شناسایی شد. مدل DPSIR ابزاری کارآمد برای تحلیل سیستمی بحران های منابع آب در سایر حوضه های بسته ارائه می دهد

کلیدواژه ها:

نویسندگان