بررسی آموزش خودشناسی و هویت یابی و نقش بنیادین آن در ارتقای سلامت روان و تعدیل رفتارهای فردی و اجتماعی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFOSTTPA03_5358
تاریخ نمایه سازی: 1 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
آموزش مهارت های خودشناسی و هویت یابی نقش بنیادین و تعیین کننده ای در ارتقای سلامت روان و تعدیل رفتارهای فردی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کند. یافته ها و تحلیل های ارائه شده نشان می دهد که بخش قابل توجهی از سردرگمی ها، اضطراب ها و رفتارهای پرخطر دانش آموزان ریشه در ضعف آگاهی از خویشتن، ناپایداری هویتی و ناتوانی در درک و مدیریت هیجان ها دارد. هنگامی که دانش آموز از شناخت روشنی نسبت به توانایی ها، ارزش ها، علایق و اهداف خود برخوردار نیست، در مواجهه با فشارهای تحصیلی، اجتماعی و فرهنگی دچار آشفتگی روانی می شود و برای رهایی از این وضعیت، ممکن است به الگوهای رفتاری ناسازگارانه و پرخطر روی آورد. ازاین رو، پرداختن هدفمند به آموزش مهارت های خودشناسی و هویت یابی را می توان یکی از موثرترین راهبردهای پیشگیرانه در نظام های آموزشی دانست.نتایج این بررسی حاکی از آن است که آموزش نظام مند خودشناسی به دانش آموزان، زمینه افزایش خودآگاهی، تقویت عزت نفس و ارتقای احساس خودکارآمدی را فراهم می کند. دانش آموزانی که قادرند احساسات، افکار و واکنش های خود را بهتر بشناسند، در موقعیت های تنش زا اضطراب کمتری تجربه می کنند و از راهبردهای سازگارانه تری برای مقابله با مشکلات بهره می گیرند. این امر موجب می شود اضطراب از یک عامل بازدارنده و آسیب زا به هیجانی قابل مدیریت تبدیل گردد و دانش آموز بتواند با آرامش و تمرکز بیشتری به فعالیت های تحصیلی و اجتماعی خود بپردازد. در چنین شرایطی، احتمال بروز رفتارهای تکانشی، پرخاشگرانه و پرخطر به طور چشمگیری کاهش می یابد. آموزش مهارت های خودشناسی و هویت یابی نه یک برنامه جانبی، بلکه ضرورتی اساسی در نظام آموزشی امروز است؛ ضرورتی که پاسخگوی نیازهای روانی، هیجانی و هویتی نسل جدید در جهان پیچیده و متغیر کنونی است. توجه جدی به این آموزش ها می تواند نقش تعیین کننده ای در کاهش سردرگمی، اضطراب و رفتارهای پرخطر دانش آموزان ایفا کند و زمینه ساز پرورش انسان هایی خودآگاه، متعادل و مسئولیت پذیر شود. بر این اساس، انتظار می رود نتایج این مقاله بتواند مبنایی علمی برای تصمیم گیری های آموزشی، طراحی برنامه های درسی غنی تر و تقویت مداخلات تربیتی مدرسه محور فراهم آورد و گامی موثر در جهت ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان برداشته شود؛ گامی که ثمرات آن نه تنها در فضای مدرسه، بلکه در آینده فردی و اجتماعی دانش آموزان نیز به وضوح قابل مشاهده خواهد بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان