سکوت تحمیلی و پیامدهای روان -اجتماعی آن در کلاس درس
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_6062
تاریخ نمایه سازی: 31 فروردین 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف کاوش عمیق در تجربه زیسته «سکوت تحمیلی» در کلاس درس و تبیین پیامدهای روان–اجتماعی آن از منظر پدیدارشناسی تفسیری-انتقادی انجام پذیرفته است. سکوت در بستر آموزش، مفهومی دوگانه دارد؛ از سویی می تواند نشان دهنده تامل و تمرکز باشد و از سویی دیگر، حجابی برای سرکوب صداقت و بیانگری. این پژوهش بر وجه دوم، یعنی سکوتی که از طریق سازوکارهای قدرت، انتظار، و هنجارهای ضمنی مدرسه تحمیل می شود، متمرکز است. مسئله اصلی اینجاست که چگونه این سکوت، هویت، بیانگری و سلامت روان دانش آموزان و حتی معلمان را در زیست جهان مدرسه تحت تاثیر قرار می دهد.مسئله و خلا پژوهشی: ادبیات آموزشی غالب، غالبا سکوت را صرفا به عنوان یک متغیر منفعل در یادگیری یا یک مشکل انضباطی بررسی کرده است، در حالی که ابعاد هستی شناختی، اخلاقی و قدرت محور آن نادیده مانده است. خلا اساسی در فقدان پژوهش هایی است که تجربه ذهنی و زیسته افراد (دانش آموزان و معلمان) از این سکوت ساختاری را به تفصیل واکاوی کنند و آن را نه صرفا یک رفتار، بلکه یک پدیده چندلایه روان–اجتماعی بدانند. پژوهش های موجود عمدتا بر «تولید گفتار» متمرکز بوده و کمتر به «فقدان ارادی گفتار» به عنوان یک عمل سرکوب شده یا تحمیلی پرداخته اند.هدف: هدف اصلی این مقاله، دستیابی به فهم ژرف و تفسیری از معنای سکوت تحمیلی در کلاس درس، شناسایی سازوکارهای تولید آن، و آشکار ساختن پیامدهای عمیق روان–اجتماعی این تجربه بر سوبژکتیویته (Subjectivity) و تعاملات انسانی در محیط یادگیری است.روش شناسی: روش مورد استفاده، پدیدارشناسی تفسیری (Interpretive Phenomenological Analysis - IPA) با چارچوب نظری انتقادی است. این رویکرد که متاثر از اندیشه های ون مانن (Van Manen) و هوسرل (Husserl) در بعد توصیفی و گادامر (Gadamer) و هابرماس (Habermas) در بعد تفسیری-انتقادی است، به دنبال فهم «چگونگی» و «چرایی» تجربه زیسته افراد از طریق تحلیل عمیق روایت های آن هاست. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با دانش آموزان و معلمان گردآوری و با استفاده از مراحل هفت گانه ون مانن تحلیل شدند.چارچوب نظری: این پژوهش از تلفیق پدیدارشناسی هوسرلی (برای توصیف دقیق پدیده)، هرمنوتیک گادامری (برای فهم تاریخی و زبانی متن)، نظریه کنش ارتباطی هابرماس (برای نقد عقلانیت ابزاری حاکم بر تعاملات) و نظریه تربیت انتقادی (باقری، نقیب زاده) برای تحلیل ساختارهای قدرت استفاده می کند.یافته های تماتیک: تحلیل داده ها به پنج تم اصلی و قدرتمند منجر شد:۱. سکوت به مثابه انضباط پنهان: سکوتی که از طریق نگاه ها، انتظارات سلسله مراتبی و ترس از تنبیه (نه لزوما رسمی، بلکه اجتماعی) اعمال می شود.۲. فرسایش سوژه مندی و بیگانگی از کلام: تجربه دانش آموزانی که یاد می گیرند صدای خود را «اشتباه» یا «مزاحم» بدانند، منجر به خروج تدریجی از فاعل بودن می شود.۳. اضطراب جمعی ناشی از سکوت: ایجاد فضایی سنگین که در آن، هر حرکت یا کلمه ای خارج از چارچوب، نگرانی و شرم را در میان همسالان و معلم برمی انگیزد.۴. سکوت و بازتولید نابرابری های هویتی: تحمیل سکوت بر دانش آموزانی که صدایشان از نظر لهجه، جنسیت، یا طبقه اجتماعی متفاوت تلقی می شود.۵. زخم اخلاقی معلم و دانش آموز: احساس گناه و شرمساری معلمان به دلیل مجبور شدن به حفظ این نظم سکوتی و احساس بی عدالتی توسط دانش آموزان.نوآوری و دلالت ها: نوآوری این پژوهش در رویکرد انتقادی-پدیدارشناسانه به سکوت، فراتر از رویکردهای رفتاری یا روان شناختی رایج است. نتایج نشان می دهند که سکوت تحمیلی، یک سازوکار انضباطی نامرئی است که عمیقا بر ظرفیت دانش آموز برای کنشگری ارتباطی (Habermasian Communicative Action) و تحقق آزادی های بنیادین آموزشی تاثیر منفی می گذارد. این یافته ها بر لزوم بازنگری در اخلاق آموزش و تغییر ساختارهای قدرت در کلاس درس تاکید دارند تا کلاس تبدیل به فضایی برای «گفت وگوی اصیل» (Authentic Dialogue) شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه بنیادی
اموزش وپرورش منطقه نوخندان