مدل سازی تاثیر خودرهبری و تفکر راهبردی بر مشروعیت سازمانی با نقش میانجی انطباق پذیری و تناسب فرد-سازمان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JMEPJ-8-1_012

تاریخ نمایه سازی: 30 فروردین 1405

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر بررسی مدل سازی تاثیر خودرهبری و تفکر راهبردی بر مشروعیت سازمانی با نقش میانجی انطباق پذیری و تناسب فرد-سازمان می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۱۶ نفر از کارکنان اداره کل سازمان ورزش و جوانان می باشند که از این تعداد ۱۳۹ نفر به عنوان نمونه آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد خودرهبری (نک و هافتون، ۲۰۰۶)، تفکر راهبردی (لیدکا، ۱۹۹۸)، مشروعیت سازمانی (الزابک، ۱۹۹۴)، انطباق پذیری (دنیسون، ۱۹۹۶) و تناسب فرد-سازمان (اسکروگینس، ۲۰۰۸) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS۳) استفاده شد. نتایج نشان داد که خودرهبری با نقش میانجی انطباق پذیری و تناسب فرد-سازمان بر مشروعیت سازمانی تاثیر معناداری دارد. همچنین، تفکر راهبردی با نقش میانجی انطباق پذیری و تناسب فرد-سازمان بر مشروعیت سازمانی تاثیر معناداری دارد. در راستای نتایج پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که سرمایه گذاری در توسعه مهارت های خودرهبری و ارتقای ظرفیت تفکر راهبردی کارکنان، می تواند زمینه را برای بهبود انطباق پذیری و ارتقای میزان تناسب فرد با سازمان فراهم کرده و از این طریق، مشروعیت ادراک شده نزد کارکنان و ذی نفعان را به طور معناداری افزایش دهد. این امر می تواند به تقویت انسجام درونی، افزایش اعتماد سازمانی و ارتقای جایگاه سازمان در محیط های درون سازمانی و برون سازمانی منجر شود.

نویسندگان

جعفر بیک زاد

گروه مدیریت دولتی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران