آسیب شناسی میانجیگری در پرونده های کیفری با جرایم شدید
محل انتشار: دوفصلنامه تحقیقات حقوق قضایی، دوره: 6، شماره: 12
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
فایل این مقاله در 31 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JJLR-6-12_004
تاریخ نمایه سازی: 30 فروردین 1405
چکیده مقاله:
میانجیگری به عنوان یکی از ابزارهای عدالت ترمیمی، در دهه های اخیر توجه گسترده ای را در نظام های حقوقی جهان به خود جلب کرده است. در حالی که این سازوکار در جرایم سبک و متوسط توانسته است نقش موثری در کاهش تنش ها، ترمیم روابط انسانی و جبران خسارت ها ایفا کند، استفاده از آن در پرونده های کیفری با جرایم شدید با پیچیدگی ها و چالش های فراوانی همراه است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می شود که بررسی ظرفیت ها، کارکردها و محدودیت های میانجیگری در جرایم شدید می تواند به بهبود سازوکارهای اجرایی، افزایش اثربخشی عدالت ترمیمی و حفاظت از حقوق بزه دیده و جامعه کمک کند. روش تحقیق حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی است و درصدد پاسخ به این پرسش اساسی شکل گرفته است که اساسا میانجیگری در پرونده های کیفری با جرایم شدید چه ظرفیت ها، کارکردها و محدودیت هایی دارد؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که میانجیگری در جرایم شدید توانایی قابل توجهی در بازیابی کرامت بزه دیده، کاهش احساس انتقام، بازسازی اعتماد اجتماعی و جلوگیری از خشونت های زنجیره ای دارد. با این حال، چالش های حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، فقهی و اجرایی، از جمله تعارض با اصل شخصی بودن مجازات، فشار احتمالی بر بزه دیده، کاهش بازدارندگی، نسبت میان حق الله و حق الناس و فقدان نهادهای تخصصی و آموزش میانجیگران، محدودیت های جدی ایجاد می کنند. یافته ها نشان می دهد که میانجیگری تنها در چارچوب های قانونی، با نظارت دقیق قضایی، آموزش حرفه ای میانجیگران و حمایت روانی و اجتماعی از بزه دیده می تواند به اهداف انسانی، اجتماعی و عدالت ترمیمی دست یابد. میانجیگری در جرایم شدید، ابزار مکمل عدالت کیفری سنتی است و نمی تواند جایگزین مجازات یا نظارت قضایی شود. موفقیت آن مستلزم رعایت دقیق اصول حقوقی، فقهی، اخلاقی و اجرایی است تا هم کرامت بزه دیده حفظ شود، هم عدالت اجتماعی و بازدارندگی مجازات تضمین گردد.میانجیگری به عنوان یکی از ابزارهای عدالت ترمیمی، در دهه های اخیر توجه گسترده ای را در نظام های حقوقی جهان به خود جلب کرده است. در حالی که این سازوکار در جرایم سبک و متوسط توانسته است نقش موثری در کاهش تنش ها، ترمیم روابط انسانی و جبران خسارت ها ایفا کند، استفاده از آن در پرونده های کیفری با جرایم شدید با پیچیدگی ها و چالش های فراوانی همراه است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می شود که بررسی ظرفیت ها، کارکردها و محدودیت های میانجیگری در جرایم شدید می تواند به بهبود سازوکارهای اجرایی، افزایش اثربخشی عدالت ترمیمی و حفاظت از حقوق بزه دیده و جامعه کمک کند. روش تحقیق حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی است و درصدد پاسخ به این پرسش اساسی شکل گرفته است که اساسا میانجیگری در پرونده های کیفری با جرایم شدید چه ظرفیت ها، کارکردها و محدودیت هایی دارد؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که میانجیگری در جرایم شدید توانایی قابل توجهی در بازیابی کرامت بزه دیده، کاهش احساس انتقام، بازسازی اعتماد اجتماعی و جلوگیری از خشونت های زنجیره ای دارد. با این حال، چالش های حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، فقهی و اجرایی، از جمله تعارض با اصل شخصی بودن مجازات، فشار احتمالی بر بزه دیده، کاهش بازدارندگی، نسبت میان حق الله و حق الناس و فقدان نهادهای تخصصی و آموزش میانجیگران، محدودیت های جدی ایجاد می کنند. یافته ها نشان می دهد که میانجیگری تنها در چارچوب های قانونی، با نظارت دقیق قضایی، آموزش حرفه ای میانجیگران و حمایت روانی و اجتماعی از بزه دیده می تواند به اهداف انسانی، اجتماعی و عدالت ترمیمی دست یابد. میانجیگری در جرایم شدید، ابزار مکمل عدالت کیفری سنتی است و نمی تواند جایگزین مجازات یا نظارت قضایی شود. موفقیت آن مستلزم رعایت دقیق اصول حقوقی، فقهی، اخلاقی و اجرایی است تا هم کرامت بزه دیده حفظ شود، هم عدالت اجتماعی و بازدارندگی مجازات تضمین گردد.
کلیدواژه ها:
میانجیگری ، جرایم شدید ، عدالت ترمیمی ، حق الله ، حق الناس ، کرامت بزه دیده ، بازدارندگی ، عدالت کیفری ، آسیب شناسی
نویسندگان
فاطمه طاهر قشقایی زاده
محقق و پژوهشگر