رقابت های استراتژیک سیاسی در مطالعات نوین اسلامی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 82

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JMAIS-7-25_022

تاریخ نمایه سازی: 30 فروردین 1405

چکیده مقاله:

مطالعات نوین اسلامی، در دهه های اخیر از یک حوزه صرفا متن محور و کلامی به میدانی میان رشته ای تبدیل شده که در آن سیاست، قدرت، امنیت، اقتصاد و رسانه به صورت هم زمان در شکل دهی به «اسلام معاصر» نقش می آفرینند. در این دگرگونی، «رقابت های استراتژیک سیاسی» نه فقط به عنوان واقعیتی بیرونی در جهان اسلام، بلکه به مثابه سازوکار تولید معنا، چارچوب سازی هنجاری، تعریف مرزهای هویت و سامان دهی منازعات دانشی در خود مطالعات اسلامی ظاهر می شود. مقاله حاضر با تمرکز بر نسبت میان رقابت های استراتژیک و دانش اسلامی معاصر، نشان می دهد چگونه بازیگران سیاسی و شبکه های دانشی، با بهره گیری از منابع سنت، زبان فقهی و الهیاتی، و نیز ابزارهای دولت مدرن و رسانه های فراملی، رقابت را به «پروژه های هویتی» و «نظام های تفسیری» ترجمه می کنند. در این مسیر، مفاهیمی چون امت، دولت، خلافت، ولایت، شریعت، اصلاح دینی، سلفیت، اسلام سیاسی و اسلام مدنی، از حالت مفاهیم خنثی خارج شده و در قالب راهبردهای رقابتی بازتعریف می شوند. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی و با اتکا به تحلیل مفهومی و تحلیل گفتمان، همچنین مرور انتقادی ادبیات فارسی و انگلیسی، می کوشد ساختارهای رقابت را در سطوح مختلف توضیح دهد: سطح دولت ها و ژئوپلیتیک، سطح جنبش ها و شبکه های فراملی، و سطح دانشگاه و تولید دانش. یافته مرکزی مقاله آن است که رقابت های استراتژیک، هم بر «موضوعات» مطالعات اسلامی اثر می گذارند و هم بر «روش ها» و «معیارهای اعتبار» آن؛ بدین معنا که هم دستور کار پژوهشی را تعیین می کنند و هم خطوط تمایز میان قرائت های مجاز و نامجاز را شکل می دهند. مقاله در پایان، چارچوبی برای مطالعه دقیق تر این رقابت ها پیشنهاد می کند که میان تاریخ مفاهیم، اقتصاد سیاسی دانش، و منطق امنیتی دولت ها پیوند برقرار می سازد.مطالعات نوین اسلامی، در دهه های اخیر از یک حوزه صرفا متن محور و کلامی به میدانی میان رشته ای تبدیل شده که در آن سیاست، قدرت، امنیت، اقتصاد و رسانه به صورت هم زمان در شکل دهی به «اسلام معاصر» نقش می آفرینند. در این دگرگونی، «رقابت های استراتژیک سیاسی» نه فقط به عنوان واقعیتی بیرونی در جهان اسلام، بلکه به مثابه سازوکار تولید معنا، چارچوب سازی هنجاری، تعریف مرزهای هویت و سامان دهی منازعات دانشی در خود مطالعات اسلامی ظاهر می شود. مقاله حاضر با تمرکز بر نسبت میان رقابت های استراتژیک و دانش اسلامی معاصر، نشان می دهد چگونه بازیگران سیاسی و شبکه های دانشی، با بهره گیری از منابع سنت، زبان فقهی و الهیاتی، و نیز ابزارهای دولت مدرن و رسانه های فراملی، رقابت را به «پروژه های هویتی» و «نظام های تفسیری» ترجمه می کنند. در این مسیر، مفاهیمی چون امت، دولت، خلافت، ولایت، شریعت، اصلاح دینی، سلفیت، اسلام سیاسی و اسلام مدنی، از حالت مفاهیم خنثی خارج شده و در قالب راهبردهای رقابتی بازتعریف می شوند. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی و با اتکا به تحلیل مفهومی و تحلیل گفتمان، همچنین مرور انتقادی ادبیات فارسی و انگلیسی، می کوشد ساختارهای رقابت را در سطوح مختلف توضیح دهد: سطح دولت ها و ژئوپلیتیک، سطح جنبش ها و شبکه های فراملی، و سطح دانشگاه و تولید دانش. یافته مرکزی مقاله آن است که رقابت های استراتژیک، هم بر «موضوعات» مطالعات اسلامی اثر می گذارند و هم بر «روش ها» و «معیارهای اعتبار» آن؛ بدین معنا که هم دستور کار پژوهشی را تعیین می کنند و هم خطوط تمایز میان قرائت های مجاز و نامجاز را شکل می دهند. مقاله در پایان، چارچوبی برای مطالعه دقیق تر این رقابت ها پیشنهاد می کند که میان تاریخ مفاهیم، اقتصاد سیاسی دانش، و منطق امنیتی دولت ها پیوند برقرار می سازد.

نویسندگان

عبدالزهرا عبیاتی

محقق و پژوهشگر