تحلیل حقوقی مبانی و اهداف مسئولیت مدنی در نظام حقوق کنونی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 102

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JMAIS-7-25_020

تاریخ نمایه سازی: 30 فروردین 1405

چکیده مقاله:

مسئولیت مدنی، به مثابه نهادی بنیادین در حقوق خصوصی و در پیوندی ناگسستنی با ارزش های عدالت، آزادی، امنیت حقوقی و کارآمدی اقتصادی، نقش تعیین کننده ای در تنظیم روابط اجتماعی و جبران زیان های ناشی از رفتارهای زیان بار دارد. در نظام حقوق کنونی، مسئولیت مدنی صرفا ابزار جبران خسارت نیست، بلکه سازوکاری چندهدفه است که هم زمان کارکردهای پیشگیری، اصلاح رفتار، توزیع منصفانه ریسک، حمایت از اعتماد مشروع و حتی تضمین نظم عمومی مبتنی بر حقوق اشخاص را دنبال می کند. این مقاله با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، مبانی نظری مسئولیت مدنی را در دو قطب کلاسیک تقصیر و نظریه های مبتنی بر خطر و تضمین، واکاوی می کند و سپس اهداف مسئولیت مدنی را در سطوح فردی، اجتماعی و نهادی تبیین می نماید. در ادامه، با تمرکز بر نظام حقوقی ایران و با لحاظ آموزه های فقهی، قواعد عمومی و رویه قضایی، نشان داده می شود که چگونه تکثر اهداف مسئولیت مدنی، الگوی استدلال حقوقی را از یک منطق تک علتی به منطق موازنه ای و سیاست محور سوق داده است؛ به نحوی که قاضی و قانون گذار ناگزیر از برقراری تعادل میان حمایت از زیان دیده، محدودسازی مسئولیت های ناموجه، حفظ آزادی کنشگران و تامین قابلیت پیش بینی در روابط حقوقی هستند. نتیجه پژوهش حکایت از آن دارد که «نظام حقوق کنونی» در حال حرکت به سوی ترکیبی از مبانی است و معیارهای سنتی تقصیر، در کنار معیارهای عینی، استانداردهای حرفه ای، و سازوکارهای بیمه ای و حمایتی، ساختار مسئولیت مدنی را بازتعریف می کنند؛ با این حال، چالش هایی مانند تعیین مرزهای سببیت، سنجش خسارت های نوپدید، و هماهنگی میان عدالت ترمیمی و کارآمدی اقتصادی همچنان باقی است.مسئولیت مدنی، به مثابه نهادی بنیادین در حقوق خصوصی و در پیوندی ناگسستنی با ارزش های عدالت، آزادی، امنیت حقوقی و کارآمدی اقتصادی، نقش تعیین کننده ای در تنظیم روابط اجتماعی و جبران زیان های ناشی از رفتارهای زیان بار دارد. در نظام حقوق کنونی، مسئولیت مدنی صرفا ابزار جبران خسارت نیست، بلکه سازوکاری چندهدفه است که هم زمان کارکردهای پیشگیری، اصلاح رفتار، توزیع منصفانه ریسک، حمایت از اعتماد مشروع و حتی تضمین نظم عمومی مبتنی بر حقوق اشخاص را دنبال می کند. این مقاله با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، مبانی نظری مسئولیت مدنی را در دو قطب کلاسیک تقصیر و نظریه های مبتنی بر خطر و تضمین، واکاوی می کند و سپس اهداف مسئولیت مدنی را در سطوح فردی، اجتماعی و نهادی تبیین می نماید. در ادامه، با تمرکز بر نظام حقوقی ایران و با لحاظ آموزه های فقهی، قواعد عمومی و رویه قضایی، نشان داده می شود که چگونه تکثر اهداف مسئولیت مدنی، الگوی استدلال حقوقی را از یک منطق تک علتی به منطق موازنه ای و سیاست محور سوق داده است؛ به نحوی که قاضی و قانون گذار ناگزیر از برقراری تعادل میان حمایت از زیان دیده، محدودسازی مسئولیت های ناموجه، حفظ آزادی کنشگران و تامین قابلیت پیش بینی در روابط حقوقی هستند. نتیجه پژوهش حکایت از آن دارد که «نظام حقوق کنونی» در حال حرکت به سوی ترکیبی از مبانی است و معیارهای سنتی تقصیر، در کنار معیارهای عینی، استانداردهای حرفه ای، و سازوکارهای بیمه ای و حمایتی، ساختار مسئولیت مدنی را بازتعریف می کنند؛ با این حال، چالش هایی مانند تعیین مرزهای سببیت، سنجش خسارت های نوپدید، و هماهنگی میان عدالت ترمیمی و کارآمدی اقتصادی همچنان باقی است.

نویسندگان

حسین یاراحمدی

محقق و پژوهشگر - نویسنده مسئول

امیر اشرفی گودرزی

محقق و پژوهشگر