بررسی ابعاد مهم و کلیدی شناسایی بافت های فرسوده شهری و مداخله نوگرایانه در آن

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 87

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JMAIS-7-25_008

تاریخ نمایه سازی: 30 فروردین 1405

چکیده مقاله:

بافت های فرسوده شهری به عنوان یکی از کانون های اصلی نابرابری فضایی، آسیب پذیری کالبدی–اجتماعی و ناکارآمدی عملکردی در شهرهای معاصر، نیازمند شناسایی دقیق، اولویت بندی مبتنی بر شواهد و طراحی مداخلات «نوگرایانه» و یکپارچه اند. هدف این مقاله، تبیین ابعاد مهم و کلیدی شناسایی بافت های فرسوده و ارائه چارچوبی برای مداخله نوگرایانه در این پهنه هاست، چارچوبی که هم زمان به کیفیت کالبدی، تاب آوری زیرساختی، عدالت اجتماعی، پویایی اقتصادی، حکمرانی مشارکتی و حفاظت از هویت/میراث توجه کند. روش مقاله، مروری–تحلیلی و چارچوب ساز است و با اتکا به اسناد راهنمای بین المللی بازآفرینی شهری و میراث شهری و همچنین یافته های پژوهش های اخیر درباره شاخص ها و فناوری های نوین (GIS، داده های مکانی–زمانی، هوش مصنوعی و دوقلوی دیجیتال) یک مدل مفهومی دو مرحله ای ارائه می کند: (۱) شناسایی و سنجش چندبعدی «فرسودگی/ناکارآمدی» در مقیاس بلوک و محله، (۲) طراحی بسته مداخلات نوگرایانه بر پایه سناریوهای اجرایی و مشارکت ذی نفعان. نتایج نشان می دهد که خطای رایج در برنامه های نوسازی، تقلیل مسئله به کالبد و غفلت از بنیان های اجتماعی–اقتصادی و سازوکارهای حکمرانی است، در حالی که رویکردهای جدید بازآفرینی شهری بر یکپارچگی، هماهنگی نهادی، توجه به میراث شهری و بهره گیری از فناوری های دیجیتال برای تصمیم سازی و پایش تاکید دارند. در پایان، ضمن جمع بندی، محدودیت های رایج در داده ها و اجرا بیان و پیشنهادهایی برای سیاست گذاری، پژوهش و مدیریت شهری ارائه می شود. بافت های فرسوده شهری به عنوان یکی از کانون های اصلی نابرابری فضایی، آسیب پذیری کالبدی–اجتماعی و ناکارآمدی عملکردی در شهرهای معاصر، نیازمند شناسایی دقیق، اولویت بندی مبتنی بر شواهد و طراحی مداخلات «نوگرایانه» و یکپارچه اند. هدف این مقاله، تبیین ابعاد مهم و کلیدی شناسایی بافت های فرسوده و ارائه چارچوبی برای مداخله نوگرایانه در این پهنه هاست، چارچوبی که هم زمان به کیفیت کالبدی، تاب آوری زیرساختی، عدالت اجتماعی، پویایی اقتصادی، حکمرانی مشارکتی و حفاظت از هویت/میراث توجه کند. روش مقاله، مروری–تحلیلی و چارچوب ساز است و با اتکا به اسناد راهنمای بین المللی بازآفرینی شهری و میراث شهری و همچنین یافته های پژوهش های اخیر درباره شاخص ها و فناوری های نوین (GIS، داده های مکانی–زمانی، هوش مصنوعی و دوقلوی دیجیتال) یک مدل مفهومی دو مرحله ای ارائه می کند: (۱) شناسایی و سنجش چندبعدی «فرسودگی/ناکارآمدی» در مقیاس بلوک و محله، (۲) طراحی بسته مداخلات نوگرایانه بر پایه سناریوهای اجرایی و مشارکت ذی نفعان. نتایج نشان می دهد که خطای رایج در برنامه های نوسازی، تقلیل مسئله به کالبد و غفلت از بنیان های اجتماعی–اقتصادی و سازوکارهای حکمرانی است، در حالی که رویکردهای جدید بازآفرینی شهری بر یکپارچگی، هماهنگی نهادی، توجه به میراث شهری و بهره گیری از فناوری های دیجیتال برای تصمیم سازی و پایش تاکید دارند. در پایان، ضمن جمع بندی، محدودیت های رایج در داده ها و اجرا بیان و پیشنهادهایی برای سیاست گذاری، پژوهش و مدیریت شهری ارائه می شود.

نویسندگان

شهناز صالحی

محقق و پژوهشگر