بازسازی اقتدار حرفه ای معلمان در مدرسه معاصر: تبیین جامعه شناختی با تاکید بر سرمایه اجتماعی، هویت حرفه ای و حمایت نهادی (مطالعه موردی شهرستان اسلام آبادغرب)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 80

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JMAIS-7-25_005

تاریخ نمایه سازی: 30 فروردین 1405

چکیده مقاله:

اقتدار معلم در مدرسه معاصر، دیگر یک امتیاز بدیهی و مبتنی بر سنت نیست، بلکه سازه ای چندبعدی و پویا است که در تعامل میان ویژگی های فردی معلم، ساختارهای مدرسه، فرهنگ عمومی جامعه و تجربه زیسته دانش آموزان شکل می گیرد. هدف این پژوهش ، ارائه تصویری جامع از عوامل موثر بر اقتدار حرفه ای معلمان و توضیح سازوکارهای تقویت یا تضعیف آن با تکیه بر رویکردهای جامعه شناختی و آموزشی است. پژوهش، به صورت پژوهش محور و تحلیلی تنظیم شده و با اتکا به داده های یک مطالعه پیمایشی در شهرستان اسلام آبادغرب (سال تحصیلی ۱۳۹۰) و نیز بسط نظری یافته ها، نشان می دهد متغیرهایی چون اعتمادبه نفس، هویت اجتماعی حرفه ای و سرمایه اجتماعی می توانند نقش کلیدی در اقتدار معلم ایفا کنند، در حالی که بخشی از متغیرهای جمعیت شناختی یا اقتصادی لزوما به صورت مستقیم با اقتدار رابطه معنادار ندارند. پژوهش با ارائه چارچوب نظری تلفیقی وبر، بوردیو، دورکیم، نظریه نقش و تبادل اجتماعی توضیح می دهد اقتدار معلم زمانی پایدار و اثربخش است که همزمان در سه سطح ،خرد ،مهارت و شخصیت حرفه ای (میانی (حمایت سازمانی مدرسه (کلان (منزلت اجتماعی و سیاست های حمایتی بازسازی شود. مجموعه ای از راهکارهای اجرایی برای ارتقای اقتدار سالم و غیرخشونت آمیز معلمان پیشنهاد می شود.اقتدار معلم در مدرسه معاصر، دیگر یک امتیاز بدیهی و مبتنی بر سنت نیست، بلکه سازه ای چندبعدی و پویا است که در تعامل میان ویژگی های فردی معلم، ساختارهای مدرسه، فرهنگ عمومی جامعه و تجربه زیسته دانش آموزان شکل می گیرد. هدف این پژوهش ، ارائه تصویری جامع از عوامل موثر بر اقتدار حرفه ای معلمان و توضیح سازوکارهای تقویت یا تضعیف آن با تکیه بر رویکردهای جامعه شناختی و آموزشی است. پژوهش، به صورت پژوهش محور و تحلیلی تنظیم شده و با اتکا به داده های یک مطالعه پیمایشی در شهرستان اسلام آبادغرب (سال تحصیلی ۱۳۹۰) و نیز بسط نظری یافته ها، نشان می دهد متغیرهایی چون اعتمادبه نفس، هویت اجتماعی حرفه ای و سرمایه اجتماعی می توانند نقش کلیدی در اقتدار معلم ایفا کنند، در حالی که بخشی از متغیرهای جمعیت شناختی یا اقتصادی لزوما به صورت مستقیم با اقتدار رابطه معنادار ندارند. پژوهش با ارائه چارچوب نظری تلفیقی وبر، بوردیو، دورکیم، نظریه نقش و تبادل اجتماعی توضیح می دهد اقتدار معلم زمانی پایدار و اثربخش است که همزمان در سه سطح ،خرد ،مهارت و شخصیت حرفه ای (میانی (حمایت سازمانی مدرسه (کلان (منزلت اجتماعی و سیاست های حمایتی بازسازی شود. مجموعه ای از راهکارهای اجرایی برای ارتقای اقتدار سالم و غیرخشونت آمیز معلمان پیشنهاد می شود.

نویسندگان

کلثوم قنبری

محقق و پژوهشگر