تاثیر ابزارهای دیجیتال بر روش های تدریس معلم و یادگیری دانش آموزان در مقطع ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFOSTTPA03_5316

تاریخ نمایه سازی: 26 فروردین 1405

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، با پیشرفت های سریع فناوری اطلاعات و ظهور هوش مصنوعی به عنوان یکی از شاخه های مهم علوم رایانه، توجه پژوهشگران و کارشناسان آموزشی به استفاده از این فناوری در فرآیندهای یاددهی و یادگیری به طور چشمگیری افزایش یافته است. هوش مصنوعی با توانایی های منحصر به فرد خود در تحلیل داده های گسترده، ارائه بازخورد فوری، شخصی سازی محتوا و پیش بینی نیازهای یادگیری دانش آموزان، فرصت های بی سابقه ای را برای تحول روش های تدریس معلمان فراهم کرده است و این تحول نه تنها محدود به بهبود کیفیت آموزش نیست، بلکه امکان ایجاد یادگیری فعال، مشارکتی و هدفمند برای دانش آموزان را نیز فراهم می کند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر روش های تدریس معلمان و یادگیری دانش آموزان در مقطع ابتدایی طراحی شده است. اهمیت این تحقیق از آن جهت است که پایه های تحصیلی در این مقطع، نقش بسیار حیاتی در شکل گیری مهارت های شناختی، اجتماعی و رفتاری دانش آموزان دارد و هرگونه بهبود در روش های آموزشی می تواند تاثیر مستقیمی بر موفقیت های تحصیلی آینده آنان داشته باشد. روش تحقیق حاضر از نوع ترکیبی و توصیفی-تحلیلی است و داده ها از طریق ابزارهای متنوع شامل پرسشنامه های استاندارد، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با معلمان، و مشاهده مستقیم کلاس های درس جمع آوری شده است تا تصویری جامع از وضعیت فعلی و اثرات هوش مصنوعی بر فرآیندهای آموزشی به دست آید. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان و دانش آموزان مدارس ابتدایی شهر [نام شهر] بوده و نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شده است، به گونه ای که ۵۰ معلم و ۲۰۰ دانش آموز در این مطالعه مشارکت داشته اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که کاربرد هوش مصنوعی در کلاس درس موجب افزایش تعامل و انگیزه دانش آموزان شده و معلمان با استفاده از این فناوری قادر بوده اند فعالیت های تدریس خود را شخصی سازی کنند، زمان برنامه ریزی و ارزیابی خود را به طور قابل توجهی کاهش دهند و کیفیت بازخوردها و آموزش های ارائه شده را بهبود ببخشند. علاوه بر این، ابزارهای هوش مصنوعی، امکانات گسترده ای برای تحلیل دقیق عملکرد دانش آموزان، تشخیص نقاط ضعف و قوت آنان و ارائه مسیرهای یادگیری متناسب با توانمندی های فردی فراهم آورده است. در عین حال، پژوهش نشان می دهد که استفاده موثر از این فناوری نیازمند آموزش های ویژه برای معلمان، ارتقای مهارت های دیجیتال و فراهم کردن زیرساخت های مناسب در مدارس است تا چالش هایی مانند مقاومت در برابر تغییر، کمبود منابع و نگرانی های اخلاقی و امنیت داده ها برطرف شود. این تحقیق همچنین نشان می دهد که دانش آموزان به دلیل جذابیت فناوری های هوشمند، تمایل بیشتری به مشارکت فعال در فعالیت های یادگیری دارند و تجربه یادگیری آنان از حالت صرفا سنتی و انفعالی به یادگیری تعاملی و خلاقانه تغییر یافته است. تحلیل داده های کمی و کیفی حاکی از آن است که هوش مصنوعی می تواند ابزار موثری برای تقویت فرآیندهای یاددهی-یادگیری باشد و بهره گیری از آن، نه تنها کیفیت آموزشی را افزایش می دهد، بلکه توانایی معلمان در مدیریت کلاس، برنامه ریزی درسی و ارزیابی پیشرفت دانش آموزان را نیز بهبود می بخشد. یافته های این تحقیق با مطالعات پیشین همسو است و نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان یک مکمل قدرتمند در نظام آموزشی عمل کند و تاثیر قابل توجهی بر ارتقای کیفیت آموزش ابتدایی داشته باشد. به طور کلی، نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که هوش مصنوعی نه تنها ابزار کمکی برای معلمان به شمار می رود، بلکه یک عامل تحول آفرین است که می تواند تجربه یادگیری دانش آموزان را به شکل چشمگیری بهبود بخشد و ضرورت سرمایه گذاری در آموزش معلمان، توسعه زیرساخت های فناوری و ایجاد سیاست های حمایتی آموزشی را بیش از پیش برجسته می سازد. بنابراین، بهره گیری هدفمند از هوش مصنوعی در کلاس های درس ابتدایی می تواند به عنوان یک استراتژی موثر برای ارتقای کیفیت آموزش، افزایش انگیزه دانش آموزان و ایجاد محیط یادگیری پویا و فعال مورد توجه قرار گیرد و این امر ضرورت پژوهش های بیشتر در حوزه آموزش هوشمند و فناوری های نوین را تاکید می کند.

نویسندگان

سیده زهرا صفوی

نویسنده اول

مریم نورمحمدی

نویسنده دوم

مهدی مرادی

نویسنده سوم

میثم مرادی

نویسنده چهارم