مقایسه زیبایی شناسی اجرای سونات بتهوون اپوس۹۰، شماره ۲۷ نوازندگان آندراس شف و بوریس گیلتبرگ
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ASO-5-17_007
تاریخ نمایه سازی: 26 فروردین 1405
چکیده مقاله:
تولد معنای جدید زیبایی شناسی از میانه سده هجدهم با نظریات بومگارتن مطرح می شود و مفهوم جدیدی را به خود اختصاص می دهد. زیبایی شناسی نگاهی جدید به انواع هنرها را با خود به همراه می آورد و از دل این تفکر و دیدگاه، زیبایی شناسی موسیقی نیز شکل می گیرد. تفسیر مولفه های زیبایی شناسی از جمله نبوغ، اصالت، ذوق و نوآوری در اجرای یک اثر موسیقی همواره متاثر از عوامل مختلف است، چنانچه هر اجرا از لحاظ زیبایی شناسی می تواند متفاوت داوری و ارزش گذاری شود. سونات بتهوون اپوس ۹۰شماره ۲۷ ، با دو موومان متضاد، بستری ایده آل برای مطالعه ی زیبایی شناسی اجرا فراهم می کند. موومان اول نماد تنش و نبرد و موومان دوم نماد آشتی و آرامش است. تضاد میان دو موومان، به نوازنده امکان می دهد تا رویکرد شخصی خود را خواه شاعرانه و رمانتیک، خواه ساختارگرا و عقلانی آشکار سازد. پرسش های اصلی این پژوهش عبارتند از : زیبایی شناسی چیست و در موسیقی شامل چه مواردی می شود؟ نقش نوازنده در حفظ اصالت اجرای یک اثر چیست؟ نبوغ، نوآوری و ذوق چه تاثیری در یک اجرا دارند؟در این پژوهش سعی براین شده که قطعه ای انتخاب شود که در مقام تفکر فلسفی پلی میان دوران قبل و بعد خود باشد. از این رو هدف اصلی این پژوهش درک بهتر مولفه های زیبایی شناسی در نظام موسیقی نوین از طریق مقایسه زیبایی شناسی اجرای دو نوازنده از سونات بتهوون می باشد، شایان ذکر است که در اینجا نقش نوازنده در حفظ اصالت قطعه همراه با ذوق، نوآوری و نبوغ در بازتولید یک اثر هنری بسیار حائز اهمیت می باشد. این پژوهش به شیوه توصیفی،تحلیلی که یکی از رویکردهای روش کیفی است صورت گرفته و روش گردآوری اطلاعات در آن، به روش کتابخانه ای می باشد. بررسی مولفه های زیبایی شناسی و همچنین بیان و فردیت نوازنده امکان تحلیل عمیق اجراهای موسیقی را فراهم می کند و پایه ای محکم برای مقایسه اجراهای شف و گیلتبرگ از سونات بتهوون اپوس ۹۰ ایجاد می کند، اجرای گیلتبرگ بیشتر با رویکرد احساسی و رمانتیک همراه است،که شنونده را در تجربه ای درونی و شخصی غرق می کند. اما اجرای شف بیشتر با رویکرد ساختارگرایانه و کلاسیک همراه است، هر دو رویکرد معتبر و ارزشمندند؛ زیرا زیبایی شناسی موسیقی نه یک تجربه ی واحد و مطلق است و نه تنها در وفاداری به متن خلاصه می شود. بلکه تعامل میان متن موسیقایی و انتخاب های نوازنده، تجربه ای چندبعدی و متنوع از زیبایی موسیقایی فراهم می آورد که تجربه ای عقلانی و تحلیلی از اثر، به شنونده ارائه می دهد و سبب می شود زیبایی شناسی اجرا به شدت وابسته به فردیت نوازنده باشد.در انتها این مقایسه نشان می دهد که در موسیقی کلاسیک، زیبایی و معنا در تعامل متن و نوازنده شکل می گیرد و هیچ رویکردی به تنهایی برتری مطلق ندارد حتی یک اثر موسیقایی کوتاه مانند سونات بتهوون اپوس ۹۰ شماره ۲۷ می تواند دو تجربه ی زیبایی شناسی کاملا متفاوت ایجاد کند، بنابراین اهمیت فردیت نوازنده و تفسیر شخصی در درک و انتقال موسیقی کلاسیک به خوبی آشکار می شود.
نویسندگان
سید رامتین نورانی وطنی
کارشناسی ارشد،نوازندگی ساز جهانی، دانشکده هنر،واحد تهران مرکز،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
مهسا خوئی
استادیار گروه فلسفه هنر،دانشکده هنر ،واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران