کاربرد تطبیقی سبک روایی نثر فنی و نثر ساده قرن ششم هجری در پرورش مهارت های تفکر انتقادی و فهم متون در دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

FSCH04_1195

تاریخ نمایه سازی: 26 فروردین 1405

چکیده مقاله:

قرن ششم هجری از ادوار درخشان تاریخ ادب فارسی است که در آن دو جریان عمده در نثر فارسی به طور هم زمان تکوین یافت: یکی نثر فنی که با پیچیدگی های زبانی، آرایه های لفظی و ترکیبات استوار بر صناعات بلاغی شناخته می شود، و دیگری نثر ساده که در پی بیان مستقیم معنا و انتقال بی واسطه ی تجربه ها و اندیشه هاست. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و بر اساس تحلیل سبک شناختی، به بررسی تفاوت ها و شباهت های ساختاری، روایی و زبانی میان این دو گونه ی نثر در آثار شاخص قرن ششم می پردازد. در این میان، آثاری چون کلیله و دمنه، مرزبان نامه، تاریخ بیهقی و سیرالملوک خواجه نظام الملک به عنوان نمونه هایی از دو سبک متفاوت اما هم عصر مورد تحلیل قرار گرفته اند. در این مقاله، عناصر روایت همچون زاویه دید، توصیف، گفت وگو، ترتیب زمانی رویدادها، و نوع رابطه ی نویسنده با مخاطب بررسی شده و نشان داده می شود که چگونه نثر فنی با بهره گیری از تمثیل، استعاره، سجع و جناس، ساختاری هنری و تزئینی به خود می گیرد، در حالی که نثر ساده به دنبال انتقال تجربه ی زیسته و واقع گرایانه از جهان پیرامون است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نثر فنی در قرن ششم هجری نمایانگر گرایش به عقل گرایی و تزیین زبانی در طبقه ی دیوانیان و دانشمندان بوده، در حالی که نثر ساده بیشتر در خدمت آموزش، روایت تاریخی و بیان اجتماعی شکل گرفته است. از منظر روایی نیز، تفاوت در میزان حضور نویسنده، شیوه ی گفتار و ساختار کنش های داستانی، دو جریان متفاوت فکری و فرهنگی را بازتاب می دهد که در نهایت هویت نثر فارسی در دوره های بعد را رقم زده است. در مجموع، تحلیل تطبیقی حاضر می کوشد تا نشان دهد چگونه در دل تفاوت های سبکی و زبانی، پیوندی درونی میان فخامت فنی و سادگی معنایی برقرار است و این دو شکل از نثر فارسی در مسیر تکامل زبان و اندیشه ی ایرانی نقش مکمل یکدیگر را ایفا کرده اند.

نویسندگان

مهری تقی لو

کارشناسی ارشد ادبیات فارسی