ارزیابی علل عدم تحقق کامل اهداف بین المللی شدن آموزش عالی در ج.ا.ا از منظر ذینفعان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MPES-19-1_009

تاریخ نمایه سازی: 23 فروردین 1405

چکیده مقاله:

نظام آموزش عالی در عصر حاضر که به شکلی فزاینده مبتنی بر دانش و اقتصاد دانش بنیان است، به عنوان یکی از حیاتی ترین ارکان توسعه پایدار در جوامع مدرن شناخته می شود. دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی، دیگر صرفا مراکز انتقال دانش نیستند، بلکه به کانون های تولید علم، نوآوری و تعاملات فرهنگی و اقتصادی در مقیاس جهانی بدل شده اند. در چنین فضایی، اتخاذ سیاست های مبتنی بر دانش، پاسخگویی به تقاضای اجتماعی و همگام شدن با روندهای جهانی، از اهمیتی راهبردی برخوردار است. «بین المللی شدن آموزش عالی» به عنوان یک سیاست اجتناب ناپذیر، فراتر از یک انتخاب، به ضرورتی برای بقا و تعالی نظام های علمی کشورها تبدیل شده است. این فرآیند، زمینه ساز ارتقای کیفیت آموزشی و پژوهشی، افزایش اعتبار جهانی دانشگاه ها، جذب استعدادها و منابع مالی بین المللی و تقویت دیپلماسی علمی است. با وجود درک اهمیت این موضوع و تلاش های صورت گرفته در سالیان اخیر، به نظر می رسد اهداف کلان بین المللی شدن آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران به طور کامل محقق نشده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی دقیق و عمیق علل و موانع ساختاری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پیش روی این فرآیند، از منظر ذینفعان کلیدی و دست اندرکاران اصلی شکل گرفته است. این تحقیق در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که چرا با وجود ضرورت های انکارناپذیر، اهداف بین المللی شدن آموزش عالی در ایران به تحقق کامل نرسیده است و چه راهکارهایی برای بهبود و ارتقای وضعیت موجود می توان ارائه داد.این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام پذیرفته است تا درک عمیق و جامعی از دیدگاه ها و تجربیات زیسته ذینفعان حاصل شود. جامعه آماری پژوهش شامل نخبگان دانشگاهی (اساتید و پژوهشگران برجسته)، سیاستگذاران ارشد و مدیران اجرایی بودند که در عرصه بین المللی شدن آموزش عالی دارای دانش تخصصی نظری یا تجربه مستقیم اجرایی بوده اند. برای گردآوری داده ها، از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد که امکان کاوش عمیق در دیدگاه های مشارکت کنندگان و انعطاف پذیری در طرح سوالات تکمیلی را فراهم می آورد. فرآیند نمونه گیری به صورت هدفمند آغاز شد و با استفاده از روش گلوله برفی ادامه یافت تا اطمینان حاصل شود که افراد مطلع و کلیدی در این حوزه شناسایی و مورد مصاحبه قرار می گیرند. در مجموع، با ۱۱ نفر از صاحب نظران مصاحبه به عمل آمد و این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع نظری، یعنی زمانی که داده های جدید دیگر مفاهیم و مقولات نوینی را به پژوهش اضافه نمی کردند، ادامه یافت. کلیه مصاحبه ها ضبط، پیاده سازی و سپس با استفاده از تکنیک های کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند تا مضامین اصلی و فرعی مرتبط با موانع بین المللی شدن آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران شناسایی و دسته بندی شوند.تحلیل دقیق داده های حاصل از مصاحبه ها به شناسایی مجموعه ای گسترده و درهم تنیده از موانع منجر شد که فرآیند تحقق اهداف بین المللی شدن آموزش عالی در کشور را با چالش های جدی مواجه ساخته اند. این موانع در سطوح مختلف سیاستی، ساختاری، فرهنگی و اقتصادی قابل طبقه بندی هستند. یافته های کلیدی پژوهش نشان داد که در سطح کلان سیاستی، مواردی چون خلاء چشم انداز راهبردی در سطوح سیاستگذاری و اجرا، فقدان راهبرد کلان ملی در حوزه بین المللی شدن آموزش عالی، فهم نادرست سیاستگذاران از ابعاد بین المللی شدن آموزش عالی، سلطه پارادایم امنیتی بر دیپلماسی علمی و همچنین سوگیری های ذهنی و ادراکی سیاستگذاران آموزش عالی، فضای لازم برای تعاملات آزادانه و سازنده آکادمیک را محدود می سازد. در سطح ساختاری، پدیده هایی چون تمرکزگرایی اداری و بروکراسی ناکارآمد در ساختار آموزش عالی، غیبت رویکرد تخصص محور در سیاستگذاری منابع انسانی آموزش عالی، افت کیفیت استانداردهای آموزشی- پژوهشی در نظام آموزش عالی و توجه ناکافی به زبان های بین المللی در برنامه ریزی زبانی آموزش عالی، از چابکی فرآیندبین المللی شدن آموزش عالی کاسته است. از منظر فرهنگی، تقابل گفتمان سیاسی حاکم با الزامات بین المللی شدن آموزش عالی و مقاومت فرهنگی و اجتماعی در پذیرش فرآیند بین المللی شدن، پذیرش آموزش عالی بین المللی را به یک امر صرفا اسمی و غیرنهادی تبدیل می کند. در نهایت، سطح منابع و زیر ساخت با فقدان زیرساخت های بنیادین برای تحقق بین المللی شدن آموزش عالی و ناتوانی نظام اقتصادی در حمایت مالی از سیاست بین المللی شدن آموزش عالی، جذابیت دانشگاه های ایران را برای مخاطبان بین المللی تقلیل داده است. این تحقیق با استناد به موانع شناسایی شده، مجموعه ای از پیشنهادهای سیاستی کاربردی را در راستای رفع چالش ها و هموار ساختن مسیر بین المللی شدن آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران ارائه می دهد که می تواند راهنمای عمل سیاستگذاران و مدیران این حوزه قرار گیرد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

ساناز حقیقی ثانی

دانش آموخته کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبائی

غلامرضا حداد

استادیار گروه اقتصادسیاسی و سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبائی