کهن الگوی درخت در شعر ناصرخسرو: تحلیلی اسطوره ای بر مبنای آرای یونگ

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 125

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EMACO03_2877

تاریخ نمایه سازی: 23 فروردین 1405

چکیده مقاله:

در این پژوهش، کهن الگو به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم روان شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ و نقد اسطوره ای، مبنای بررسی یکی از مهم ترین صورت های رمزی در ادب فارسی، یعنی «درخت»، قرار گرفته است. درخت در اسطوره ها و آیین های ملل گوناگون، نمودار پیوند آسمان و زمین، مرگ و رستاخیز، و استمرار حیات کیهانی است و در فرهنگ ایرانی نیز در قالب هایی چون درخت کیهانی، مشی و مشیانه، درخت معرفت و انواع گیاهان مینوی، حضوری پررنگ دارد. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و به شیوه کتابخانه ای، به بررسی نقش کهن الگوی درخت در شعر ناصرخسرو می پردازد و تلاش می کند از خلال تحلیل ابیات مرتبط، سازوکار احضار ناخودآگاه جمعی و صورت های مثالی درخت را در شعر این شاعر برجسته قرن پنجم هجری آشکار سازد. بدین منظور، ابتدا مبانی نظری نقد کهن الگویانه و آرای یونگ درباره ناخودآگاه جمعی و آرکی تایپ ها تبیین شده، سپس جایگاه درخت در اسطوره ها، روایات ایرانی و متون دینی، به ویژه قرآن کریم و حدیث، مرور می شود. در ادامه، ابیات ناصرخسرو که در آن ها درخت و گیاه نقش نمادین دارند، استخراج و در چند دسته اصلی چون درخت آفرینش، درخت کیهانی، درخت معرفت و دانش، گیاه تباری و گیاهان برآمده از خون و اشک تحلیل می گردد. نتایج نشان می دهد که ناصرخسرو، آگاهانه یا ناخودآگاه، از ذخیره کهن الگوهای جمعی بهره می گیرد و با تلفیق سنت اسطوره ای ایرانی با منابع قرآنی و روایی، تصویر درخت را به نمادی چندلایه از حیات، مرگ، رستگاری، معرفت و عدالت خواهی بدل می کند. این امر نه تنها غنای تخیل شعری او را می نمایاند، بلکه امکان خوانشی تازه از شعر وی در پرتو پیوند اسطوره، دین و روان شناسی تحلیلی را فراهم می سازد.

نویسندگان

مریم زند

پژوهشگر