رهیافتی تحلیلی بر مقاله بلبل های جدید نیل؛ موسیقی مردمپسند در مصر از دهه ۱۹۷۰، نوشته ویرجینیا دانیلسن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ASO-5-16_005
تاریخ نمایه سازی: 22 فروردین 1405
چکیده مقاله:
انواع موسیقی و تعاریف طبقهبندیهایی از آن، سال هاست که متخصصان حوزه موسیقی را کنجکاو و به خود مشغول کرده است. مطالعات قومموسیقیشناسی، به طورکلی، تطابق موسیقی با بستر اجتماعی و انسانیاش را واکاوی و تایید کردهاند. بسیاری پذیرفتهاند که در هر یک از فرهنگهای اصلی خاور نزدیک، باید انتظار برخورد با یک کارگان موسیقایی بومی را داشت، که اصیل و معتبر، باستانی، از نظر موسیقایی پیچیده و به لحاظ اجتماعی منحصر به فرد باشد. چنین کارگانی معمولا با عناوینی مانند «موسیقی کلاسیک»، «موسیقی هنری» و یا «موسیقی جدی» توصیف می شود. این دیدگاه، به طور ضمنی، به نوعی دوگانگی از نظر سبک و نگرش میان کارگان ذکر شده و کارگان دیگری که با آن همزیستی و کنش متقابل دارد، قائل است. کارگان دوم، همه جا حاضر، در ارتباط تنگاتنگ با رسانههای جمعی، دارای پیچیدگیهای موسیقایی کمتر، و در کل به نوعی کم حرمتتر فرض می شود. آن را همچنین با برچسبهایی مانند «موسیقی مردمپسند»، «موسیقی سبک» و یا «موسیقی تجاری» توصیف می کنند (راسی ۱۳۸۳: ۷). با این حال، فرهنگ موسیقی امروزین قاهره به این دست گونهشناسیهای مبتنی بر سبک، تن نمی دهد. به مدت چند دهه، رسانههای ارتباط جمعی مانند صفحه، فیلم و رادیو شکلدهنده فعالیتهای حرفهای و تولیدات هنرمندان نامآور مصری بوده است. به نظر می آید که مبحث «نوآوری» و یا «تغییر» و یا هر نامی که بر این معانی دلالت دارد، در طول سیر تطور تاریخی هر موضوعی، از جهت نوع و رویکردهای آنها و مورد پذیرش واقع شدن شان مورد مناقشه بوده است. ویرجینیا دانیلسن، اتنوموزیکولگ آمریکایی، در مقالهای با عنوان «بلبلهای جدید نیل: موسیقی مردمپسند در مصر از دهه ۱۹۷۰» که در مجله موسیقی مردمپسند در سال ۱۹۹۶ منتشر کرده است، اظهار می کند که در ارتباط با موسیقی قاهره، پایتخت مصر، ظهور نسلی جوان در عرصه خوانندگی که سعی بر تقلید از پیشکسوتان و اساتید خودشان دارند، دیده می شود، اما گویی از نظر آحاد مردم، هیچکدام تاثیری که عبدالحلیم حافظ و محمد عبدالوهاب و ام کلثوم در ذهن و روح شنوندگان ایجاد می کردند را ندارند. دانیلسن می گوید که اکثر اهالی مصر معتقدند که اکنون صدای خوب وجود ندارد و خوانندگان همه شبیه به هم هستند. با این حال او اظهار می کند که موسیقی در قاهره به شکلهای مختلفی در جریان است و صنعت نوارکاست در حال رونق است و به مدارس و موسساتی که موسیقی در آنها تدریس می شود، افزوده شده است. این وضعیت برای دانیلسن پرسشهای مبنی بر اینکه «این هنرمندان واقعا چکار می کنند؟» و «چرا این تصور وجود دارد که آنها از پیشینیان خود بدتر هستند؟» را مطرح می کند. او همچنین می گوید که پاسخ به این سوالات و در نتیجه درک ویژگی اجرای موسیقی در مصر باید از دیدگاهی خارج از آن فرهنگ مورد بررسی قرار بگیرد. این نوشتار، مروری بر نکات کلیدی مقاله مذکور است.
نویسندگان
شهریار قیدارپور
کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی دانشگاه تهران
سجاد خاوری
کارشناسی ارشد مدیریت بحران دانشگاه دافوس