واکاوی ایرادات غزالی به ادله تجرد نفس در نظام حکمت صدرایی
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 17 فروردین 1405
چکیده مقاله:
یکی از مباحث مورد توجه در تقابل دین و فلسفه، مسئله¬ی نفس است. لذا هنگامی که غزالی تهافت¬الفلاسفه را به انگیزه¬ی رد فیلسوفان نوشت، سه مسئله از مسائل مورد بحث خود را به نفس اختصاص داد. او در مسئله¬ی هجدهم درباره¬ی این¬که نفس جوهر قائم به خویش است سخن گفته و بر ناتوانی فلاسفه در اثبات تجرد نفس استدلال کرده است. از طرف دیگر با¬وجود نقش مهمی که ملاصدرا در ادامه¬ی حیات فلسفه¬ی اسلامی پس از غزالی داشته، برای اثبات تجرد نفس از همان براهین فیلسوفان پیش¬از خود بهره¬برده است. بنابراین این پژوهش با روشی تحلیلی درصدد بررسی ادعای غزالی مبنی بر تناقض آراء فلاسفه در اثبات تجرد نفس، در نظام حکمت صدرایی است. عمده¬ی اعتراضات غزالی دراین بحث مبتنی براین نکته است که ادله¬ی مورد استناد فلاسفه نسبت به نفوس حیوانی و ادراکات حواس ظاهری شمولیت دارند، لذا باگفتار آن¬ها درباره¬ی جسمانی بودن این دو مصداق در تناقض است. درحالی¬که ملاصدرا براساس دلایل محکمی قائل به تجرد همه¬ی مراتب ادراک بوده و¬ برهمین مبنا، تجرد نفوس حیوانی را نیز اثبات کرده است. بنابراین ادله¬ی تجرد نفس در نظام حکمت متعالیه منسجم و خالی از تناقض بوده و علاوه¬ بر تجرد نفوس انسانی، تجرد نفوس حیوانی را نیز اثبات می¬کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
استادیار دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی، دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران