شهر هوشیار؛ بازاندیشی در مفهوم شهر هوشمند
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 47
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_EGSDE-8-16_001
تاریخ نمایه سازی: 17 فروردین 1405
چکیده مقاله:
پیشینه و هدف: شهر هوشمند پاسخی راهبردی به چالش های چندلایه ناشی از شهرنشینی سریع و پیچیدگی فزاینده محیط های شهری است و بر بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات برای ارتقای کیفیت زندگی و پیشبرد توسعه پایدار تاکید دارد. با این حال، تمرکز صرف بر کارایی و فناوری می تواند ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی شهر را نادیده بگیرد. پژوهش حاضر با هدف نقد رویکردهای فناوری محور و ارائه چارچوب جایگزین شهر هوشیار سامان یافته است؛ چارچوبی که انسان، معنا و عدالت را در کنار فناوری در اولویت قرار می دهد. ادبیات موجود عمدتا بر ظرفیت های فناوری در ارتقای زیرساخت ها و بهبود مدیریت شهری تمرکز دارد. فناوری هایی مانند اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و شبکه های نسل پنجم امکان تحلیل داده های کلان و پاسخ گویی به چالش های زیست محیطی را فراهم کرده اند، اما پژوهشگران به کاستی هایی همچون ابهام مفهومی، فقدان عدالت محوری و تاثیرپذیری از منطق بازار اشاره کرده اند. همچنین، نگاه صرف فناوری محور می تواند به شکل گیری سلطه نرم و تبعیت اجتماعی منجر شود و بیش از آن که انسان و معنا را در اولویت قرار دهد، در خدمت منافع فناورانه و اقتصادی باشد. بنابراین، ضرورت بازاندیشی در مبانی نظری و فلسفی مفهوم شهر، با تاکید بر عدالت فضایی، پایداری فرهنگی-اجتماعی و تعالی انسانی، آشکار می شود. چنین نگاهی، زمینه را برای گذار از شهر هوشمند به شهر هوشیار فراهم می آورد؛ شهری که فناوری را در خدمت انسان و معنا قرار می دهد.روش ها: این پژوهش بنیادی و اکتشافی با هدف روشن تر کردن مفاهیم، شناسایی چالش های بنیادین و ارائه چارچوب مفهومی «شهر هوشیار» انجام شده است. در گام نخست، با مرور نظام مند منابع علمی، مهم ترین چالش های مفهومی، اجرایی، فناورانه و حکمرانی شهر هوشمند استخراج گردید. در گام دوم، جست وجو در پایگاه های داخلی (نورمگز، SID، مگیران و ایرانداک) بیش از ۵۷۰ منبع علمی و بیش از ۱۰۰۰ پژوهشگر فعال در این حوزه را نشان داد. بر این اساس، خبرگان به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند و گردآوری داده ها تا اشباع نظری ادامه یافت. در گام سوم، داده ها با تکنیک دیمتل فازی تحلیل و روابط علی–معلولی میان چالش ها شناسایی شد. در نهایت، یافته ها با گفتمان انتقادی تلفیق گردید و چارچوب شهر هوشیار به عنوان بدیلی انسان محور، اخلاق مدار و معناگرا در برابر رویکرد فناورانه شهر هوشمند ارائه شد.یافته ها: در این پژوهش، با بهره گیری از روش دیمتل فازی، چالش های شهر هوشمند در ده بعد اصلی تحلیل و اولویت بندی شده اند. این تحلیل نشان داد که چالش هایی چون «نقدهای مفهومی و فلسفی»، «افول عاملیت انسانی»، «ظرفیت نهادی و مالی» و «حکمرانی و سیاست گذاری» از اثرگذارترین عوامل اند که به عنوان محرک های ساختاری، بنیان گذار سایر چالش ها هستند. در مقابل، مولفه هایی نظیر «عدالت اجتماعی»، «مشارکت شهروندی»، «آموزش عمومی» و «امنیت سایبری» بیشتر در جایگاه پیامدها قرار دارند. نتایج حاکی از آن است که نقد بنیادهای مفهومی شهر هوشمند و توجه به لایه های علی و میانجی، پیش نیاز ارائه راهکارهای موثر و پایدار است. در همین راستا، الگوی بدیل «شهر هوشیار» به عنوان چارچوبی انسان محور، اخلاق گرا و کل نگر پیشنهاد می شود. این الگو با تاکید بر حکمت، معنا، عدالت و مسئولیت پذیری اجتماعی، فناوری را در خدمت تعالی انسان و پایداری زیست بوم قرار داده و بدیلی مفهومی برای پاسخ به بحران های شهر معاصر فراهم می آورد.نتیجه گیری: یافته ها نشان دادند چالش های اصلی شهر هوشمند بیش از آنکه فنی و زیرساختی باشند، در سطوح فلسفی، مفهومی و نهادی ریشه دارند. غلبه نگاه فناورانه ضمن ارتقای کارایی، به نابرابری، تضعیف عاملیت انسانی و بحران های زیست محیطی انجامیده است. در پاسخ، الگوی بدیل «شهر هوشیار» بر پایه حکمرانی مشارکتی، عدالت اجتماعی و معناگرایی ارائه شد که فناوری را ابزاری اخلاق مدار در خدمت تعالی انسانی می داند. ارکان این الگو در شش حوزه مردم، اقتصاد، حکمروایی، محیط، تحرک و زندگی بازتعریف شدند و گذار به آن ضرورتی راهبردی برای مواجهه با بحران های معاصر شهری ارزیابی گردید.واژه های کلیدی: شهر هوشمند، انسان محوری، شهر هوشیار، گفتمان انتقادی، دیمتل فازی
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محسن رفیعیان
گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
عباس کلانتری سرچشمه
گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران