ترس از سوال پرسیدن و پیامدهای آن بر رشد فکری دانش آموز
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5996
تاریخ نمایه سازی: 1 فروردین 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی پدیده پیچیده و چندوجهی «ترس از سوال پرسیدن» در محیط های آموزشی پرداخته و تاثیرات مخرب آن بر مسیر رشد فکری دانش آموزان را تحلیل می کند. ترس از طرح پرسش، که اغلب در سایه اضطراب ارزیابانه، فرهنگ سکوت حاکم بر کلاس، و ساختارهای اقتدارگرایانه معلم محوری شکل می گیرد، به عنوان مانعی بنیادین در برابر یادگیری عمیق و کنجکاوی ذاتی انسان عمل می کند. در این مقاله، تلاش شده است تا با بهره گیری از رویکردی تحلیلی و دانش آموزمحور، نه تنها علل شکل گیری این ترس را کالبدشکافی کنیم، بلکه پیامدهای شناختی بلندمدت آن، از جمله توقف رشد کنجکاوی، تثبیت عادات فکری مطیع، و گرایش به یادگیری سطحی (حفظ کردن به جای فهمیدن)، مورد بررسی قرار گیرد.بر اساس مشاهدات میدانی و مرور ادبیات علوم تربیتی، مشخص است که فرایند آموزش رسمی اغلب ناخواسته زمینه ساز نهادینه سازی این سکوت می شود. دانش آموزان به سرعت درمی یابند که پرسش های خارج از چارچوب تعریف شده، یا آن هایی که ممکن است نشان دهنده نقص در درک اولیه باشند، با برچسب هایی نظیر «وقت تلف کردن»، «ایجاد مزاحمت»، یا حتی در مواردی «ناآگاهی بیش از حد» مواجه می شوند. این تجارب منفی، سیستمی از خودسانسوری درونی را فعال می سازد که مانع از بروز پرسش های بنیادین می شود. تمرکز این تحقیق بر این نکته استوار است که سوال، به عنوان موتور محرک تفکر انتقادی و کنش ارتباطی اصیل (همان گونه که هابرماس بر آن تاکید دارد)، نقشی حیاتی در تکوین سوژه ای فعال و کنشگر دارد
نویسندگان
معصومه فرجی
آموزش وپرورش