تبیین نقش سیاست گذاری کلان آموزشی در ارتقای ابعاد معنوی سلامت دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_17839

تاریخ نمایه سازی: 28 اسفند 1404

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، نظام های آموزشی با چالشی پیچیده در حوزه پرورش انسانی مواجه شده اند، چالشی که تنها به رشد علمی و مهارتی دانش آموزان محدود نمی شود، بلکه بر نیاز فزاینده به تقویت ابعاد معنوی و اخلاقی آنان تاکید دارد. در این میان، سلامت معنوی به عنوان یکی از ارکان بنیادین سلامت عمومی، نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی، رشد شخصیتی و افزایش تاب آوری روانی دانش آموزان ایفا می کند. سیاست گذاری کلان آموزشی در هر کشور، جهت گیری های فرهنگی، تربیتی و ارزشی نظام آموزش وپرورش را تعیین می سازد و می تواند زمینه ساز یا مانع شکل گیری محیط های آموزشی معنابخش باشد. از این رو، بررسی نقش و تاثیر سیاست های کلان در پرورش سلامت معنوی، اهمیت ویژه ای می یابد، چرا که نهادینه سازی ارزش های معنوی نه در سطح برنامه های درسی جزئی، بلکه در سطوح راهبردی و تصمیم گیری کلان اتفاق می افتد. مطالعات نشان می دهد که نظام های آموزشی برخوردار از رویکردهای سیاست گذاری معنوی محور، توانسته اند مدل های موفقی در تربیت انسان های مسئول، معناجو و اخلاق مدار ایجاد کنند. با این حال، در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، هنوز پیوند میان سیاست گذاری آموزشی و توسعه سلامت معنوی به صورت نظام مند، جامع و مبتنی بر شواهد علمی تبیین نشده است. از منظر نظری، مفهوم سلامت معنوی متکی بر شناخت رابطه انسان با خود، با دیگران و با جهان هستی است و از منظر عملی، در کیفیت تعاملات آموزشی، محتوای تربیتی و فرهنگ مدرسه نمود می یابد. مقاله مروری حاضر با هدف تحلیل و جمع بندی مطالعات انجام شده در زمینه سیاست های کلان آموزشی و نقش آنها در تقویت ابعاد معنوی سلامت دانش آموزان، تلاش دارد تصویری روشن از وضعیت موجود پژوهش ها، خلاهای نظری و راهکارهای سیاستی ارائه دهد. انجام این مرور نظام مند از آن جهت ضروری است که می تواند به طراحی چارچوب های سیاست گذاری مبتنی بر توسعه معنویت، تکوین برنامه های درسی ارزش مدار، و اصلاح محیط های آموزشی از منظر انسانی و اخلاقی بینجامد. اهمیت این پژوهش نه تنها در تبیین رابطه میان تصمیم گیری های کلان و سلامت معنوی نسل آینده است، بلکه در بازآفرینی رویکردی انسانی به تعلیم و تربیت، به ویژه در دوره های بحرانی رشد هویت دانش آموزان، معنا پیدا می کند، رویکردی که می تواند زیربنای تحول بنیادین در نظام آموزش وپرورش باشد.

نویسندگان

رحیم شادبخش

لیسانس امور تربیتی