بررسی نقش ذهن آگاهی و تنظیم هیجان در تبیین خودتنظیمی شناختی–انگیزشی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی حقوق، مدیریت، علوم تربیتی، روانشناسی و مدیریت برنامه ریزی آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 78
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMACO03_2842
تاریخ نمایه سازی: 27 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پیشرفت تحصیلی یکی از مهم ترین شاخص های موفقیت در نظام های آموزشی محسوب می شود و همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه روان شناسی تربیتی قرار داشته است. عوامل متعددی در شکل گیری و تقویت عملکرد تحصیلی دانش آموزان نقش دارند که در میان آن ها، متغیرهای شناختی، هیجانی و انگیزشی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در سال های اخیر، مفاهیمی همچون ذهن آگاهی و تنظیم هیجان به عنوان سازه های مهم روان شناختی در بهبود کیفیت یادگیری و عملکرد تحصیلی مورد توجه قرار گرفته اند. ذهن آگاهی با افزایش آگاهی فرد نسبت به تجربه های درونی و بیرونی و همچنین ایجاد نگرشی پذیرنده و غیرقضاوتی نسبت به افکار و احساسات، می تواند تمرکز و توجه دانش آموزان را افزایش داده و از پراکندگی ذهنی جلوگیری کند. از سوی دیگر، تنظیم هیجان به توانایی مدیریت و کنترل هیجان ها در موقعیت های مختلف اشاره دارد و نقش مهمی در مقابله با استرس های تحصیلی، اضطراب امتحان و چالش های آموزشی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ذهن آگاهی و تنظیم هیجان در تبیین خودتنظیمی شناختی–انگیزشی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره متوسطه بود که نمونه ای از آن ها به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ذهن آگاهی، مقیاس تنظیم هیجان و پرسشنامه خودتنظیمی شناختی–انگیزشی بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آماری شامل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین ذهن آگاهی و تنظیم هیجان با خودتنظیمی شناختی–انگیزشی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین این دو متغیر توانستند بخش قابل توجهی از واریانس پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را تبیین کنند. یافته های پژوهش نشان می دهد دانش آموزانی که از سطح بالاتری از ذهن آگاهی و توانایی تنظیم هیجان برخوردارند، در مدیریت فرایندهای یادگیری، برنامه ریزی تحصیلی، کنترل انگیزش و مقابله با چالش های آموزشی عملکرد موفق تری دارند. نتایج این پژوهش می تواند برای معلمان، مشاوران مدرسه و برنامه ریزان آموزشی در جهت طراحی مداخلات آموزشی و روان شناختی مبتنی بر تقویت مهارت های ذهن آگاهی و تنظیم هیجان مفید باشد. همچنین آموزش این مهارت ها می تواند به بهبود خودتنظیمی یادگیری، افزایش انگیزش تحصیلی و در نهایت ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان منجر شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
طاهره کیه بادرودی
پژوهشگر