نقش رویکردهای روانشناسی یادگیرنده محور در آموزش ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERPS01_4216
تاریخ نمایه سازی: 26 اسفند 1404
چکیده مقاله:
در دنیای پرشتاب آموزش، رویکردهای یادگیرنده محور به عنوان راهبردهایی نوین، جایگزین روش های سنتی تدریس شده اند. این رویکردها، که ریشه در نظریه های روانشناختی چون سازنده گرایی و انسان گرایی دارند، بر نقش فعال دانش آموز در فرآیند یادگیری تاکید می ورزند. در دوره آموزش ابتدایی، که پایه های یادگیری مادام العمر در آن بنا نهاده می شود، به کارگیری این رویکردها اهمیت ویژه ای می یابد. آموزش یادگیرنده محور، دانش آموز را از جایگاه شنونده منفعل به مرکز ثقل کلاس درس تبدیل می کند. در این مدل، یادگیری امری اکتشافی، مشارکتی و مبتنی بر تجربه است. دانش آموزان تشویق می شوند تا با پرسشگری، کاوش و حل مسئله، دانش خود را بسازند. این امر نه تنها به تعمیق درک مطلب کمک می کند، بلکه مهارت های تفکر انتقادی، خلاقیت و خودتنظیمی را نیز در آن ها پرورش می دهد. نظریه هایی نظیر سازنده گرایی ویگوتسکی، که بر نقش تعاملات اجتماعی در یادگیری تاکید دارد، و یادگیری اکتشافی برونر، که دانش آموز را به کشف فعالانه مفاهیم هدایت می کند، چارچوب های نظری مستحکمی برای این رویکردها فراهم می آورند. در کلاس درس ابتدایی، این بدان معناست که معلمان به جای ارائه مستقیم اطلاعات، فضایی را برای آزمایش، همکاری و یادگیری از طریق آزمون و خطا مهیا سازند. پیاده سازی موفق رویکردهای یادگیرنده محور نیازمند تغییر نقش معلم از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر یادگیری است. معلم در این بستر، راهنما، مشاور و پشتیبان دانش آموزان خواهد بود و با طراحی فعالیت های جذاب و متناسب با نیازها و علایق آنان، فرایند یادگیری را هدایت می کند. در نهایت، آموزش یادگیرنده محور در دوره ابتدایی، نسلی خلاق، کنجکاو و توانمند را برای مواجهه با چالش های آینده تربیت می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه رجب نژاد
* نویسنده اول