تحلیل هرمنوتیک رهایی موقت از انضباط سازمانی برای دانش آموزان در مدارس ابتدایی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_5943
تاریخ نمایه سازی: 26 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق و تجربه مندانه معنای نهفته در «زنگ تفریح» به عنوان یک امر پدیداری در بستر نهاد آموزش رسمی، و تحلیل هرمنوتیکی آن در نسبت با ساختارهای انضباطی غالب سازمانی، شکل گرفته است. فضای مدرسه، در نگاه نخست، غالبا به عنوان فضایی ایده آل برای انضباط، تولید کارایی و نظارت بر بدن های دانش آموزان تعریف می شود؛ نظمی که توسط قوانین صلب، زمان بندی دقیق و انتظارات رفتاری از پیش تعیین شده برقرار می گردد. با این حال، «زنگ تفریح» در این منظومه، حضوری پارادوکسیکال دارد؛ گویی یک گسست کوچک، یک شکاف محاسباتی در سیستم عظیم نظارتی است که امکان تنفسی موقت را فراهم می آورد. این شکاف، صرفا وقفه ای مکانیکی در کلاس ها نیست، بلکه تجربه ای زیسته است که در آن دانش آموزان به شکلی نو، زمان، فضا، بدن و روابط اجتماعی خود را بازتعریف می کنند.مسئله اصلی پژوهش در این پرسش بنیادین ریشه دارد: تجربه زیسته دانش آموزان از زنگ تفریح، در مقام تعلیق موقت انضباط سازمانی، دارای چه ساختارها و معانی پدیدارشناختی است و هرمنوتیک این رهایی موقت چه افق هایی را در فهم رابطه قدرت، بدن و آزادی در زیست جهان مدرسه می گشاید؟ این پژوهش فرض را بر این می گذارد که زنگ تفریح، فراتر از استراحت صرف، یک «فضای سوم» یا «آستانه» است که در آن، نیروهای متضاد انضباط و رهایی به شکل پویا در هم تنیده اند و فهم دقیق این تعامل، کلید درک شیوه های مقاومت خاموش و بازتولید معنا در چارچوب های بسته سازمانی است.روش شناسی این تحقیق بر پایه پدیدارشناسی–هرمنوتیک استوار است که ترکیبی از تعمق پدیدارشناسانه برای دستیابی به «وصف غنی» (Thick Description) از تجربه خام و تفسیر هرمنوتیکی بر اساس افق های نظری ون مانن، گادامر و آرنت برای کشف لایه های معنایی عمیق تر است. این رویکرد، با بهره گیری از ایده های هوسرل در بازگشت به خود پدیده ها (Epoche)، تلاش می کند تا سوگیری های از پیش فرض شده در مورد کارکرد زنگ تفریح (مانند کارکرد صرفا تجدید قوا برای یادگیری بیشتر) را به تعلیق درآورد. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و توصیفی با دانش آموزان و مشاهده مشارکتی در محیط های استراحت صورت گرفت تا اطمینان حاصل شود که روایت ها مستقیما از متن زندگی روزمره استخراج می شوند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل تماتیک پدیدارشناختی (Thematic Analysis) انجام پذیرفت تا مضامین اصلی و سازه های معنایی مشترک در تجارب زیسته شناسایی شوند.یافته های تماتیک اصلی شش مضمون محوری را آشکار ساختند که نشان دهنده ماهیت چندوجهی رهایی در زنگ تفریح بودند. مضمون اول، «تعلیق زمان رسمی و پدیدار شدن زمان درونی» بود؛ جایی که زمان خطی، ساعتی و دستوری مدرسه جای خود را به زمان بازی، مکالمه و بی نظمی دلخواه می داد. مضمون دوم، «تجربه بدن رهاشده در برابر بدن منضبط» بود که نشان داد چگونه بدن در زنگ تفریح از حالت ایستاده، منظم و تحت کنترل معلم خارج شده و به شکلی سیال، سریع و خودگردان در فضا حرکت می کند. مضمون سوم، «صدا، ازدحام و هم زمانی غیررسمی» به نقش کلیدی صدا در شکستن سکوت تحمیلی کلاس ها و ایجاد یک فضای اجتماعی خودجوش و آشفته اما معنادار می پرداخت. مضمون چهارم، کشف «فضاهای خاکستری قدرت» بود؛ مناطقی در حیاط یا راهرو که تحت نظارت مستقیم نیستند و به قلمرویی کوچک برای ظهور استقلال بدل می شوند. مضمون پنجم، «نگاه مراقبتی و همبستگی گذرا» بر روابط غیررسمی و حس امنیت جمعی در برابر قوانین سخت بیرونی تاکید داشت. و مضمون ششم، «بازگشت اجباری به نظم و حس غربت»، لحظه ای است که پایان زنگ تفریح، یادآور پایان موقتی آزادی و نیاز به جاسازی مجدد بدن در قالب های انضباطی است.اهمیت نظری و تربیتی این یافته ها قابل توجه است. از منظر نظری، این تحقیق به غنای فهم ما از «فضاهای واسط» (Liminal Spaces) در آموزش کمک می کند و نشان می دهد که چگونه امر تربیتی تنها در فضای رسمی و ساختاریافته کلاس درس رخ نمی دهد، بلکه در فضاهای به ظاهر حاشیه ای و سرکوب شده، معانی پیچیده ای شکل می گیرد. از منظر تربیتی، درک زنگ تفریح به مثابه نقطه تماس بحرانی بین آموزش رسمی و زندگی نوجوانانه، ما را به بازنگری در سیاست های تربیتی و طراحی فضاهای آموزشی دعوت می کند. این پژوهش بر اهمیت «فضای زیست پذیر» (Habitable Space) تاکید می کند و نشان می دهد که نادیده گرفتن نیاز ذاتی به رهایی موقت، نه تنها به خستگی یادگیری می انجامد، بلکه ظرفیت دانش آموزان برای خودتنظیمی و خلاقیت را نیز تضعیف می کند. تمرکز بر این تجربه زیسته، راه را برای بازنگری در مفهوم «عدالت آموزشی» (به معنای در نظر گرفتن نیازهای بدنی، عاطفی و اجتماعی دانش آموزان) و بازتعریف ماهیت اقتدار در مدرسه (از قدرت قهری به سوی قدرت مشارکت جویانه) هموار می سازد.این پژوهش در پرتو تحلیل هرمنوتیک گادامر، تلاش می کند تا «افق تلفیقی» مدرسه و جهان دانش آموز را در لحظه زنگ تفریح به نمایش بگذارد، جایی که حقیقت امر انضباطی (آنی که مدرسه ادعا می کند) در مواجهه با حقیقت تجربه شده (آنچه دانش آموز واقعا زیست می کند) مورد چالش قرار می گیرد. بنابراین، زنگ تفریح نه صرفا استراحت، بلکه یک دال معلق است که بیانگر تنش دائمی میان نظم اجتماعی بزرگسالان و نیاز زیستی به آزادی خرد در حوزه های خصوصی شده است.
نویسندگان
سیده بیتار مضانی بیانی
ناحیه دو اهواز دبستان دخترانه رهنما