حمل هم زمان چند معنا؛ خستگی شناختی معلم در کلاس های مفهومی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MISCONF02_5941

تاریخ نمایه سازی: 26 اسفند 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش به بررسی پدیدارشناسانه تجربه زیسته معلمانی می پردازد که در مواجهه با مفاهیم انتزاعی و چندلایه در کلاس های درسی، مجبور به «حمل هم زمان چند معنا» هستند؛ وضعیتی که به طور فزاینده ای منجر به خستگی شناختی عمیق در کادر آموزشی شده است. در دنیای آموزش معاصر، به ویژه در سطوح پیشرفته تر یا آموزش مفهومی (مانند فیزیک، فلسفه، یا ریاضیات پیشرفته)، محتوا صرفا انتقال دهنده اطلاعات نیست، بلکه نیازمند بازسازی ساختارهای ذهنی دانش آموز است. این امر معلم را در موقعیتی قرار می دهد که باید هم زمان، چندین سطح تفسیری، ابهام ذاتی مفهوم، انتظارات شناختی دانش آموزان با پیش زمینه های متفاوت، و محدودیت های زمانی را مدیریت کند. مسئله اصلی این است که این بار شناختی مضاعف، چگونه در تجربه زیسته معلم طنین انداز شده و فرسودگی وی را رقم می زند. روش پژوهش حاضر، پدیدارشناسی تفسیری (Interpretive Phenomenology) با الهام از رویکردهای ون مانن و هوسرل است. جامعه پژوهش شامل دوازده معلم برجسته در دو حوزه علمی و انسانی بود که سابقه تدریس مفهومی حداقل ده سال داشتند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند که بر بازگویی تجربیات حیاتی تمرکز داشتند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل تماتیک پدیدارشناسانه انجام شد. یافته های اصلی، شش تم محوری را آشکار ساختند: فرسودگی معنایی (اشباع ذهنی از نیاز به بازتولید معانی چندگانه)، زمان کش آمده و فشرده (تضاد میان سرعت درونی پردازش مفهوم و کندی فیزیکی انتقال)، تن حامل معنا (تجلی خستگی در بدن معلم)، سکوت سنگین میان تعابیر (لحظات اضطراب آور ناشی از عدم درک یا سوءتفاهم)، اقتدار فرسوده (تضعیف قدرت هدایت مفهومی در برابر مقاومت دانش آموز)، و عدالت مفهومی طلبکارانه (فشار اخلاقی برای ارائه همه معانی به همه دانش آموزان). نوآوری این پژوهش، کانون توجه قرار دادن «حمل هم زمان چند معنا» به عنوان یک استرسور شناختی منحصر به فرد در آموزش مفهومی است که فراتر از خستگی معمولی کلاس داری سنتی قرار می گیرد. این یافته ها کاربردهای مهمی در طراحی برنامه های توسعه حرفه ای معلمان، بازنگری در بارهای تدریس، و طراحی محیط های یادگیری منعطف تر دارند که اجازه می دهند زمان بیشتری صرف نهادینه سازی معنا شود، نه صرفا پوشش دادن سطوح متعدد معنا.

نویسندگان

سعید موسوی

آموزش و پرورش استان همدان

وجیهه برنوسی

آموزش و پرورش استان همدان